دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

میکنم بچه بودم مغزم اصن کار نمیکرد هرچند الانم اینطوریه یادمه پیش خونه مادر بزرگم یه دره شیبشم تند بود بعد یه درختی کنار این دره بود طناب میبستم دور درخت یه طرف دیگه را میبست دور کمرم میرفتم پایین آخه اون موقعه شبکه یک سریال گروه امداد نشون میداد منم نیست روم فیلما تاثیر میزاره اینکارو میکردم

عطی لایکی ヅ
عطی لایکی ヅ
توسط موبایل در اعترافگاه

می کنم وقتی آهنگ شبا کجایی از 2afm رو گوش میدم ، گریه م می گیره..نمیدونم چرا ..

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم پسرخالم اومده بود خونمون و شیطونی میکرد منم روزه بودم حوصله نداشتم وقتی چشم زهره میرم طرفم گریه میکنه منم یک چشم زهره رفتم پسر خالم رفت و تا کلاس سوم راهنمایی طرف من نیومد

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم یکی از سرگرمی های من توی بچگی بزرگ کردن بچه گربه بود وقتی بزرگش میکردم انقدر میزدیمش که فرار میکرد

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم هنگامی که میخواستیم دوستمون را صدا بزنیم میگفتیم آهای خره توپ بنداز اینجا

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

ک از سشوار خوشم نمیاد...اصلا حوصلشو ندارم...بجاش ترجیح میدم برم بشینم تو حیاط زیر افتاب..........(استفاده از منابع طبیعی هم میشه)

(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥('..)
(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥...

من ديگه نميكنميه بار اعتراف كردم يه هفته مسدود بودم

*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...

میکنم اینقد که لوسم کرده بودن هروقت با بابام حرفم میشد داد و بیداد میکردم بعدم که اعصابم بهم میریخت امپرم میزد بالا شروع میکردم به شکستن وسایل خونه و بهم ریختن اتاقم و شکستن وسایلم و بعدم چند ساعت گریه میکردم بابام میومد معذرت خواهی میکرد. دیوونه ای بودم واسه خودم

parnian
parnian

میکنم هرچی تو دنبالر میگردم که باکسی صحبت کنم هیچ کس نیست...البته توی پستا میرم نظرمو میگم اما هیچ کدوم دائمی نیستن فقط برای چنددقیقه باهاشون حرف میزنم و باز......اینجا هم تنها هستم اگه این دو نفر نباشن....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مجیــد
مجیــد

میکنم امروز با یکی از بچه ها شوخی خرکی کردم الان هم باهام قهره .... از همینجا ازش معذرت میخوام

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اعتراف میکنم امروز بعد از مدتهای بسیار بسیار طولانی بعد از بیدار شدن از خواب تختمو مرتب کردم اصلا صاف و خوشگل بعد مامانم اومد تو اتاق با تعجب بهم نگاه کرد تازه فهمیدم چقدر عذاب میکشیده طفلی ....

ⓟⓐⓡⓘⓐ
ⓟⓐⓡⓘⓐ

میکنمیه عالمه دوست پسره دارم میدارم

آفرینش
آفرینش
توسط موبایل در اعترافگاه

بعضی وقتا که جو میگیره منو و میخوام پستای غمگین بنویسم .*.همینکه دو کلمه نوشتم پشیمون شدم و پاکش کردم،،،،هر چی هم به دلیلش می گردم به هیچی نمیرسم

Saman..!
Saman..!

میکنم . . . در زدنِ لایکِ کاربری برای دوستانی که دنبالم میکنن خساست به خرج نمیدم . . . ولی خیلیا از همین لایک نزدنشون خسیس بودنشون معلومه . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.