دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دل نوشته ها و دلتنگي هاي من براي تو
وقتي هيچ كجا هيچ كس مثل هيچ كس نيست وقتي كسي ترا باور ندارد همه نا گفته هايم را با اينه مي گويم آينه مقابل ديوار است پس ديگر هم پشت و پناه دارم و هم همدلي نشسته در سكوت

جزئیات گروه

شناسه 514
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 4737 پست
عضو 332 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 84
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 195
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 24

کاربران گروه

(329 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

هذيان با آيينه
شناسه‌: 514 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هذيان با آيينه
38c726fb61cae262c45855888e15036f-300.jpg هذيان با آيينه

وقتی چشمــانمــ را روی همــ می گذارمـــ خوابـــ مــرا نمی بـــرد تــو را می آورد ! از میانــ فرسنگــــ ها فاصلــهـ ...!

هذيان با آيينه
31119fe9d6d81384b94763e8613e5b54-300.jpg هذيان با آيينه

پیچک می شوم وحشی !! می پیچم به پر و پای ثانیه هایت تا حتی نتوانی لحظه ای بی من "بودن" را زندگی کنی !!

هذيان با آيينه
760ad5898bbdbf4b335baab6935700e1-300.jpg هذيان با آيينه

گستاخی خیالم را ببخش که حتی لحظه ای یادت را رها نمی کند ... !

هذيان با آيينه
c99f7s4dv716adwe1p5.jpg هذيان با آيينه

دردم این نیست که او عاشق نیست، دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است، دردم این است که با دیدن این سردیها، من چرا دل بستم...؟!

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده… اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم باور نمیکنم اینک بی توام کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم… کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

سالها در پیاده رو فالَـــــش عابران را چه ســـاده عاشق كــرد، مـرغ عشقی كه در قفس دق كـــــــرد !

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ماندانا

اين روزها دستان مهربانت نوازشهاي بيدريغ و همراهي هايت . . يانه آن سكوت آرام نگاهت . . . . اين اميد بودن من شده

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ماندانا

كاش ميدانستي وقتي غرورت را با دستانت مي پوشاني دلم چقدر براي ديدنت تنگ مي شود

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ماندانا

بگذار با دستان لرزانم اشگ هاي گونه ات را برگيرم

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ماندانا

هيچ كجا آرامش و امنيت آغوش مهربانت را ندارد . . . آغوشت رابگشاي آرامش ابديم آرزوست

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ✘ farHad ✘

چقدر صبور و پر طاقت شده ام نبودنت را تاب می آورم نداشتنت را.... ندیدنت را..... ایوب!کنارت جایی برای من هست؟

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ماندانا

خانه قلبم را سوي ديارت مي سازم ازنو* آن جاكه باد ها وقاصدك خبردارند از تو * و هر خشت خشت و هر ستون خانه * نشاني از مهرباني و ياد گاري ازتو * با پنجره اي به وسعت عاشقي دلم * روبه سوي دنيايي دل نوازي تو * وشبهايش همه پرستاره ومهتابي* مهتاب و ستاره آسمانش فقط تو * « انوشه گلبن»

این ارسال را بازنشر کرده است.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ماندانا

اي مرگ من ايستاده ام وتو را به نيروي عشق و مهرباني همه همراهانم خواهم شكست

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ماندانا

عاقبت اشكم مرا رسوا نمود * عاشقي هاي مرا پيدا نمود * دل كه خود زخمي مژگان توبود* حرف خود گفت و مراشيدا نمود * عاقبت اين اشگ وان رسوا دل * نيمه خويش تن پيدا نمود « انوشه گلبن »

این ارسال را بازنشر کرده است.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ماندانا

دستانت را در دستم مي فشارم گرمايش همه سردي قلبم را ذوب مي كند دستانت را از من نگير