هذيان با آيينه
ای کاش کودکی ام را به بهای پرتاب شدن به دنیای بی سر و ته بزرگترها آسان نمی بخشیدم ای کاش هنوز هم می توانستم گلبرگ های یاس و نسترن را زینت بخش دل کتاب هایم کنم
هذيان با آيينه
ايمان بياويم که اصول اخلاقی ، دستمال یک بار مصرف نیست . . . روح انسانها لطيف است براي بازي و بازيچه بودن ساخته نشده است
هذيان با آيينه
باید قبول کرد که انسان جسمی نیست که روح داره ... بلکه روحی ست که در قالب جسم عمل می کنه ... این یه اصل کلّیه حتي اگر اين جسم وروح هرگز برايمان قابل رويت نباشند و آگاه باشیم که شادي وخوشبختي واقعی در درون خود ماست ، نه قرص های شادی بخش !ايمان بياويم به صداقت كلام. . به مهرباني . . . به عشق صادقانه بدون مالكيت
هذيان با آيينه
باور كنيم عمر واقعی به شمارش نفس هایی که می کشیم نیست ... بلکه به تعداد لحظات سرشار از شادی و رضایتیه که از خوشحالی و وجد نفسمون بند میاد به تعدادقلبهاي است كه صادقانه و بي توقع عاشقشان هستيم
هذيان با آيينه
بیاین آغوشی گرم برای عزیزی که در کنار ماست داشته باشیم ، باور کنید این گنج هیچ خرجی برامون نداره به افرادی که دوستشون داریم ، علاقه مون رو صادقانه ابراز کنیم بیاین قدر لحظه هایی رو که در کنار عزیزانمون هستیم بدونیم ... حتي توي اين دنياي مجازي . . . . چرا که این لحظات دیگه برنمی گردن
هذيان با آيينه
عصر عجیبیه ! اینطور نیست ؟ عصر آدمای بزرگ ، با دلای کوچیک و خصوصیات حقیرانه سودای سرشار و روحهای گرسنه و فقیر خونه های مجلّل و قلبای تنگ و تاریک
هذيان با آيينه
یاد گرفتیم چطور به طول عمرمون اضافه کنیم ، ولی به کیفیتش نه !!! ... به کره ماه می ریم و برمی گردیم ، امّا زحمت سر زدن به یه دوست منتظر رو به خودمون نمی دیم !!! ... همه ی ستاره ها رو به اسم می شناسیم ، همه ی راه های شیری کهکشان رو مثل کف دستمون می شناسیم ، ولی درون خودمون رو نه !!! ...
هذيان با آيينه
زیاد حرف می زنیم و کمتر گوش می کنیم !!! ... کمتر عشق می ورزیم ، در عوض در کینه توزی ید طولایی داریم !!! ... تأمین معاش رو یاد گرفتیم ، امّا زندگی کردن رو نه !!! ... چرا ؟
هذيان با آيينه
خونه هامون بزرگ ، ولی دلامون کوچیکه !!! ... مدارک علمی بالا داریم ، ولی شعورمون هنوز کودکستانیه !!! ... دانشمون زیاد ! امّا قدرت تمیز و تشخیصمون کمه !!! ... چرا ؟
هذيان با آيينه
ما ساختمونای بلند و مقاوم می سازیم ، ولی خودمون ترد و شکننده ایم !!! هر چی بزرگ راههامون وسیع تر می شه ، زاویه ی دیدمون بسته تر و تنگ تر می شه !!! ... چرا ؟
هذيان با آيينه
این " عشق " چیست که این چنین یکه تازی می کند و یکسره خط بطلان می کشد بر حواس ششگانه ؛ و توانائیهای محدود این حواس را زیر سوال می برد ؟ آیا جز عشق ، کدام نیرو را یارای چنین عرض اندامی قلندروار است ؟ عشق و تنها عشق ... همان جوهری که اساس خلقت است ... و مگر خدا چیست جز عشق ؟
هذيان با آيينه
ای کاش همیشه کودک می ماندم تا برای رسیدن به آرزوهایم دستان کوچکم را به سمت ماه دراز می کردم