دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ѕнιмα
ѕнιмα

از در بیرونمون میکنن از پنجره میایم...وقتی خونه نیستی که بیای میتونی با گوشی بیای، اگه شارژم نداشتی از کافی نتِ هتل!

meysam yeganeh
meysam yeganeh

کاش الان بارون میومد میدونین چرا چون زیر بارون گریه کنی کسی نمیفهمه

گـلـپــری
گـلـپــری

من اگه میدونستم بستن دریچه های کولر و پوشوندن روش و چسب کاری و این حرفا، این همه باعث گرم شدن خونه و مخصوصا اتاقم میشه عمرا اگه همکاری لازم رو مبذول میداشتم آقا من پشیمونم پشیمووووووون

meysam yeganeh
meysam yeganeh

دیروز داشتم به دریا نگاه میکردم باخودم گفتم ا ا ا ا چه قدر دریا بزرگه ولی وقتی به دل خودم نگاه کردم دیدم دل من چه قدر بزرگ تره که این همه غم داره

meysam yeganeh
meysam yeganeh

خوش به حال دخترا وقتی که بغض دارن راحت گریه میکنن ولی حیف ما مردا نمیتونیم گریه کنیم راحت

parnian
parnian

اصن بدم میاد ازش...هربار میاد انگار اومده واسه خو چته حقته اصن کارتو انجام ندم پررووووووو

meysam yeganeh
meysam yeganeh

کاش می شد جوری زندگی کنیم که بعدا نگیم ای کاش

❤ ●•• ☂ ••● ❤
❤ ●•• ☂ ••● ❤

نفس میکِشمُ اشکام نشون میدن چقدر خستم .. . نمیدونی چرا زندم ، نمیدونم چرا هستم

❤ ●•• ☂ ••● ❤
❤ ●•• ☂ ••● ❤

چِشام بَستَس ولی فکـــرم یِ عمرِ کِ نخوابیدِ .. . مرورت میکنم هــر بار بهـــم حس جنون میده

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

امروز تو یه 1 ماهه میفروخت اگه این ترس ِِلنتی و نداشتم یه دونه میخریدم خیلیییی بودن

گـلـپــری
گـلـپــری

یه خوابی بود که دقیقا روز آخر ماه رمضون دم ِ دم ِ اذان مغرب دیدم. . . نتونستم در موردش با هیچکس حرف بزنم. و فقط نوشتم و نوشتم... 4-5 صفحه نوشتم. . . یادم رفته بودش. ولی الان که خوندمش با اینکه اولش گیج میزدم ولی یهو همه چیش اومد جلو روم. حتی جزئیات ِ ریزش، انگار همین الان دیدم. . . و من باز تکون خوردم!

گـلـپــری
گـلـپــری

خـدا کـ ِه فـقـط خـدای روزهـای سـخـت و بـد نیـسـت؛ خـدا مـوقـع خـنـده هـم خـداسـت.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
mich_K
mich_K

حتما باید چوبش ُ بخورم تا بفهمم دفعه ی بعد که چیزی بهم گفتن سرم ُ بندازم پایین بگم : چَشم ... ! همین ! _ مامان ، بابا ر ُ میگم _

گـلـپــری
گـلـپــری

امـروز کـ ِه نـرفـتـم ؛ فـردا و پـس فـردا و اون یـکـی روزم کـ ِه نـمـیـرم! نـمـی تـونـم بـرم والـا اگـ ِه بـگـن از مـاه ِ دیـگـ ِه نـیـا حـرفـی نـدارم

مانی
1-fa-91015991c3ec789ba0530e358703f671.jpg مانی

و ، ادا هم در نمی­آورد ، من هیچ وقت فکر نمی­کردم یک آدم کچل با یک دماغ بزرگ برای مردم این­ قدر بشود