...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
مصطفی
زندگي به من ياد داده كه هيچ وقت نا اميد نشم ومثل مورچه اي باشم كه دانه اش هزار بار ميافته و اونم نا اميد نميشه و هزار بار ميره و بر ميداره . ...
مصطفی
زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی نقشه را اوست که تعیین کرده تو در این بین فقط می بافی نقشه را خوب ببین نکند آخر کار قالی زندگی ات را نخرند !
...غزلواره ...
دلم شور می زنه ... می ترسم صبح که از خواب بیدار شدم ... از قاب عکست هم رفته باشی ... از تو بعید نیست !
مصطفی
بنال ای نی که من غم دارم امشب نه دلسوز و نه همدم دارم امشب دلم زخم است از دست غم یار هم از غم چشم مرهم دارم امشب همه چیزم زیادی میکند حیف که یار از این میان کم دارم امشب چو عصری آمد از در گفتم ای دل همه عیشی فراهم دارم امشب ندانستم که بوم شام غمگین...
...غزلواره ...
عادت نکرده ام هنوز ، خیال می کنم روزی بازمی گردی ، آرام از پشتِ سر می آیی ، مرا که به انتهایِ خیابان خیره شده ام ... دوباره با نام کوچک صدا می زنی و عمر تنهایی ام به پایان می رسد . به همین راحتی......
مصطفی
من تنها نیستم, اشکهایم را دارم, اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است. من تنها نیستم, لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند. من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود. چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم. هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من, چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم . ولی من باز چشم براهم... چشم به راهم ....
مصطفی
نمیدونم از کجا باید شروع کنم ولی یه حسی منو وادار می کنه که بنویسم خیلی از مسائل سخته عشقتو با یکی دیگه ببینی عشقت بهت پشت کنه عشقت دیگه تو رو نخواد و رو همه چیز پا بذاره و خیلی از مسایل دیگه ولی سخت تر از همه اینه که خدا تو رو فراموش کنه
...غزلواره ...
دست هایم به آرزو هایم نمی رسند.... آرزو هایم بسیار دورند ولی درخت سبز صبرم می گوید امیدی هست،خدایی هست.... این بار برای رسیدن به آرزو هایم یک صندلی زیر پایم می گذارم ..شاید این بار دستم به آرزو هایم برسد......
مصطفی
آره،سكوت سنگ رو بهونه اي براي تهمت زدن به اون قرار داديم و عقده هاي نشكفته قديمي رو پشت نگاه ملامت بار به دل صبور سنگ هديه مي كنيم، و به اون ميگيم بي وفا .