دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

مصطفی
مصطفی

ای زمان آرام ما را در برگیر تا غریق موج های تو شویم آنچنان که غرق رویا می شویم

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

همیشه دير می‌فهميم! وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد: يک لحظه آفتاب در هوای سرد غنيمت می‌شود. ...خدا در مواقع سختي‌ها تنها پناه می‌شود. يک قطره نور در دريای تاريکی همه‌ی دنيا می‌شود. ......يک عزيز وقتی که از دست رفت همه کس می‌شود. پاييز وقتی که تمام شد٬ به نظر قشنگ و قشنگ‌تر می‌شود... امروز تمام چيزها و آدم‌های اطرافمان را خوب نگاه کنیم. زندگی خيلی طولانی نيست

...غزلواره ...
mm.jpg ...غزلواره ...

دور از این هیاهو ...دلم کویر می خواهد ...و تنهایی و سکوت... و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
مصطفی
مصطفی

عشق هیچ نمی دهد الا خودش و هیچ نمی ستاند مگر از خودش عشق مالک هیچ نیست و در تملک کسی هم در نمی آید: چرا که عشق را عشق کا[!]ت

مصطفی
مصطفی

آنچه انجام می دهم و آنچه به خواب می بینم سرشار از توست، همچنان که می ناب مزه انگورش را به همراه دارد و آنگاه که خدای را می خوانم، او نام تو را بر زبانم جاری می بیند و در میان چشمانم دو قطره اشک می بیند...

...غزلواره ...
...غزلواره ...

با تيشه ی خيال تراشيده ام تو را ...در هر بتی كه ساخته ام ديده ام تو را ...از آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟ ....يا چون گل از بهشت خدا چيده ام تو را ....هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ ......من از تمام گلها بوييده ام تو را ....رويای آشنای شب و روز عمر من! ...در خوابهای كودكی ام ديده ام تو را .....از هر نظر تو عين پسند دل منی ........هم ديده، هم نديده، پسنديده ام تو را..... زيباپرستی دل من بي دليل نيست ......زيرا به اين دليل پرستيده ام تو را .....با آنكه جز سكوت جوابم نمي دهی ...در هر سوال از همه پرسيده ام تو را ....از شعر و استعاره و تشبيه برتری .....با هيچكس بجز تو نسنجيده ام تو را .......

...غزلواره ...
...غزلواره ...

کاش دلها آنقدر پاک بودند ...که برای بیان دوست داشتن ....نیازی به قسم خوردن نبود....

...غزلواره ...
...غزلواره ...

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد l...مرد نمازش را قطع کرد و داد زد : هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی ؟مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم ...تو که عاشق خدای لیلی هستی .....چگونه مرا دیدی ....؟؟؟

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

نه میشه باورت کنم...نه میشه از تو رد بشم...نه میشه خوب من بشی...نه میشه با تو بد بشم...نه دل دارم که بشکنی...نه جون دارم فدات کنم...نه پای موندن منی...نه میتونم رهات کنم...نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو...نه میتونم بگم بمون...نه میتونم بگم برو...کجا برم که عطر تو...نپیچه توی لحظه هام...قصمو از کجا بگم...که پانگیری تو صدام...چجوری از تو بگذرم...تویی که معنی منی...تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی...نه ساده ای نه خط خطی...نه دشمنی نه همنفس...نه باتو جای موندنه...نه مونده راه پیش و پس...نه میتونه تو خلوتش دلم صداکنه تورو...نه میتونم بگم بمون...نه میتونم بگم برو...کجا برم که عطر تو...نپیچه توی لحظه هام...قصمو از کجا بگم...که پانگیری تو صدام... نمیشه با تو باشمو اسیر دست غم نشم...فقط میخوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم...

مصطفی
مصطفی

نه!نرو!صبر کن قرارمان این نبود باید سکه بیندازیم اگر شیر آمد:تردید نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بیندازیم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

مصطفی
مصطفی

شبی از پشت یک تنهایی غمناک وبارانی تورابالهجه گلهای نیلوفری صدا کردم تمام شب برای طراوت دادن باغ قشنگت آرزوهایت دعاکردم. پس ازیک جست وجوی نقره ای درکوچه های احساس تورا از بین گل هایی که در تنهایی ام روییده باحسرت جدا کردم......

این ارسال را بازنشر کرده است.
مصطفی
مصطفی

نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست بهترینم ، می دانم قلبم کوچکتر از آنی است که ظرفیت خوبی های تو را داشته باشد اما در سکوت پراز فریاد خود می گریم و می گویم با همین قلب کوچک به وسعت تمام خوبی ها و سادگی هایت دوستت دارم

...غزلواره ...
...غزلواره ...

من در صدف تنها....... با دانه ای باران پیوسته می آمیختم پندار مروارید بودن را ......غافل که خاموشانه می خشکد .....در پشت دیوار دلم دریا .........

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
lonely____by_L_L_P.jpg ...غزلواره ...

از رهی می ترسم، که تو همراه نباشی با من..... از شبی در خوفم، که صدایت برود، دور شود از گوشم........ آه، آن شب نرسد یا اگر خواست رسید،... من به آن شب نرسم........

...غزلواره ...
...غزلواره ...

نگهت خواهم کرد ..... آه اگر پلک زنم ......نکند محو شوی!..... آه اگر گریه کنم.. نکند پردهء اشک، نقش زیبایت را اندکی تیره کند!.......