دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ، شب را در بستر ، بستر را برای اندیشیدن به تو دوست می دارم .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

همیشه با به دست آوردن اون کسی که دوستش داریم نمیتوانیم صاحبش شویم ، گاهی لازمه ازش بگذریم . تا بتونیم صاحبش بشیم .

این ارسال را بازنشر کرده است.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

روزی کـه دلـم پیش دلت بود گرو دستان مرا سخت فشردی که نرو روزی که دلت به دیگری مایل شد کفشان مـرا جفت نمودی که بـرو

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

ازش پرسیدم چقدر منو دوست داری؟ گفت: به اندازه جوهر خودکارم . گفتم: خیلی نامردی چون جوهر خودکارت یه روز تموم می شه لبخند زد و گفت: خودکار من اصلا جوهر نداره .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

غروب شد . خورشید رفت . آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت . ناگهان ستاره چشمک زد . آفتابگردان سرش را پایین انداخت ... آخه گل ها هرگز خیانت نمی کنند .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

آدم ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند... و گنجشکها جدی جدی می میرند ... آدمها شوخی شوخی زخم می زنند ... و قلبها جدی جدی می شکنند ... و تو شوخی شوخی لبخند می زنی ... و من جدی جدی عاشق میشم .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

دخترک همیشه می گفت: من برای نجابت وفا و زیباییت عاشق تو شدم . پسرک برای روز تولدش سه حیوان خانگی به او هدیه داد ... اسب ، سگ و یک پرنده زیبا! تا دخترک خواست دلیل اینکار را بپرسد ... پسرک رفته بود . برای همیشه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم ، برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی ... (رنگین کمان)

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

خوشبختی داشتن دوست داشتنیها نیست ، دوست داشتن داشتنیهاست !

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

سر کلاس ریاضی بود که استاد اومد و دو خط موازی کشید خط پایینی نگاهی به خط بالایی کرد و عاشقش شد . خط بالایی هم نگاهی به خط پایینی کرد و تو دلش عاشقش شد ، در همین هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت را بیاموزی .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتراست . برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم ، انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد ، اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

یه دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی می کرد . این دختره یه دوست پسری داشت که عاشقه اون بود . دختره همیشه می گفت: اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم . یه روز یکی پیدا شد که به اون دختر چشماشو بده . وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره . بهش گفت: من دیگه تو رو نمی خوام برو . پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت: مراقب چشمای من باش .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

عشق نه تو کافی شاپه نه تو شکلاته نه تو 206 نه تو اس ام اسه !

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

باز در کلبه عشق عکس تو مرا ابری کرد عکس تو خنده به لب داشت ولی چشم مرا جاری کرد