...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
منـــ تمــامـــ نمـــی شـــومـــ ... در عـشـقت ... ثــــانیـــه بـــه ثــــانیــــه ... شـــروعـــ مـــی شــــومـــ !
سحـــر خاتـــون
پرسیدی چه خبر؟ چه بگویم؟! همه چیز خوب و دل ها شاد و لب ها پرخنده و راستی من هنوز هم، گاهی دروغ می گویم...
سحـــر خاتـــون
بــه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادتـــ کن... ! و بــه نبــودن هـا ، زود ...! آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد !!
פــُـسیـטּ
میشود سر روی ریلها گذاشت
و صدای نزدیک شدنت را شنید...
פــُـسیـטּ
بچه بودیم که تاب می بستم و می گفتم پدر هلم بده برم آسمون پدر هل می داد و می گفت پاهاتو دراز کن که برسن به آسمون چندان محکم هل نمی داد چندان پاهام به دورها سفر نمی کرد اما من فکر می کردم پاهام به آسمون رسیدن الان توی ابرها هستم فکر ساده ای بود اما لذت آسمان رو داشت...
פــُـسیـטּ
وقتی که تو حرف دلم رانمیخوانی ،
چه فرق دارد خودم بنویسم ،
یا از بغل دستیم کپی کنم
פــُـسیـטּ
عشق...
لحظه دو نیم کردن سیب است
که نگران نباشی
چگونه تکه بزرگتر را برای خودت برداری....
פــُـسیـטּ
خدایا ! دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد " بلندم کن "...
פــُـسیـטּ
" می خواهمـت "
این خلاصـه تمـــوم شعــرای عاشـــقونـه ی دنیــاست!!
פــُـسیـטּ
می دونی دلتنگی یعنی چی؟ دلتنگی یعنی اینکه:بشینی به خاطراتت باهاش فکر کنی ... اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعدشوری اشکهای لعنتی ....
פــُـسیـטּ
گاهی وقت ها یک عکس ، یک طعم، یک نگاه ، یک عطر ، یک خیابان ... تو را به جایی می برند که نباید...
آیینه ی خیال
آن لحظه كه دست هاي جوانم ...در روشنايي روز ....گل باران ....لامُ تبريكات دوستان نيمه رفيقم مي گذشت ....دلم سايه اي بود..... ايستاده در سرما ....كه شال كهنه اش را گره مي زد .....
alla
تورو میدیدم از اونور ابرا … که میخوای سرسری از من رد شی............ آسمونو بی تو خط خطی کردم … چه جوری میتونی انقده بد شی...................
alla
من از تو راه برگشتی ندارم.. تو از من ،نبض دنیامو گرفتی ...تمام جادهها رو دوره کردم، تو قبلا رد پاهامو گرفتی................