...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آیینه ی خیال
شمع ... وقتی کبریت کشید ... نمی دانست ...زیرِ فرش ، دلی جا مانده است ...آب شد از خجالتِ پروانه ! ..........
قاصــــدک¸¸.•*¨*•♫♪ ♥
نشانی تو فقط بغض همه ی سنگ ها و یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬ و سرخی نشکفته یک خاک٬ پریدن اولین سهره ی بیدار٬ و دستخطی ساده٬ پریده رنگ از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید. ... نشانی تو... راستی نشانی تو کجاست؟!
sima
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند دفتر سرنوشت را ورق بزنند خاطراتت را پاک کنند و در پایان بنویسند: قـسـمـت نبـود...
...غزلواره ...
پنجره را باز میکنم... هوای تو می آید... می آید و مرا مست میکند... من مست تو می شوم... خودم را به باد میسپارم... و غرق می شوم... فرقی نمیکند که تو کجا باشی... چشمانم را که ببندم تو اینجایی... کاش واقعا همینطور بود به همین آسونی..........
...غزلواره ...
دیوانه را گفتند از خدای خویش چه می خواهی؟ گفت:عقل سالم تا دوبار برای عشقم دیوانه شوم......
سحـــر خاتـــون
گاهی لازم است به جای شیشه عینک ، چشمانت را "ها " کنی!!
sima
بدنت را برای خود نگه دار ، ذهنت را به من بسپار..... که بدن های زیبا بسیارند و ذهن های زیبا ، انگشت شمار ...
سحـــر خاتـــون
چه کسی می گوید که من هیچ ندارم . . . ؟ ! من چیـــــــزهای با ارزشی دارم . . . ! حنجره ای برای بغـــــــض . . . ! ... چشمانی برای گریه . . . ! لب هایی برای سکـــــــــــوت . . . ! دست هایی برای خـــــــــــــالی ماندن . . . ! پاهایی برای نرفتـــــــن . . . ! شب هایی بـــــــــی ستاره . . . ! پنجره ای به سوی کوچه بن بست . . . ! وجودی بی پاسخ. . . . ! و . . . . . .
سحـــر خاتـــون
ســــه حرف دارد...اما برای پر کردن تنهایی من...حرف ندارد..."خـــــــــــدا "
سحـــر خاتـــون
شب ها به وقت خواب از طرف من وجدانت را ببوس ! اگر بیدار بود ...
سحـــر خاتـــون
یادم باشد که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد یادم باشد که قاصدکی در راه است که بهار نزدیک است ... ... که فردا منتظرم میماند که من راه رفتن میدانم... و دویدن! و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست همین نزدیکی ها و من تنها نیستم.....