...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سـانتی مـانتـال
هوای ِ تو کرده بود دلم..با ما راه نیامدی٬بارانی شد !
آیینه ی خیال
تو خود می دانی ......تمامی ترانه های عاشقانه ام به عشق تو شعر می شوند .......بیا و بگذار شعر شوم .....بگذار سهراب را بستایم ....فروغ را چون همیشه عاشق باشم .....با رهی و شهریار زندگی کنم .....حیف است کشته شوند شاعرانه هایم در بی تویی........
آیینه ی خیال
قلب زخم خورده ام ...... تنها مهربانیهای تو را می جوید ........اینگونه خاطره ها را خط خطی نکن ..........
sima
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط برای بوسيدن دست های تو خم می شود مـــــــادرمღ ღ
sima
رسیـــده ام به انتـــ ها به نقطه ی سیــــاه عشـــقـــ ...بــــه هیچ کس نگـ ـ ـو که من بــُریده ام ز راه عشقــ ـ ـ
آیینه ی خیال
شبی با خیال تو هم خونه شد دل .........نبودی ندیدی ......چه ویرونه شد دل .............
آیینه ی خیال
انتظارش .......انتظارم .......سیر کرد ..............
sima
وقتی دو دلی ات را می بینم ؛ گفتن "دوستت دارم" هایت فقط تنها ترم می کند ... !!!
sima
ندارمت اما دوست دارمت... اينکه شبها با خيال خامی بخوابم و صبحها با اميد مضحکی چشم باز کنم را دوست دارم
sima
وقتــی لــبــخـنـد مـی زنـــی مـــن بـــه شـکــرانــه ی ایـــن هـمـه نـعـمـــتــــ بــر ســجــاده ی پـیـشـانـی اتـــ هــزار بـــار بـوسـه مـی زنــم...
سحـــر خاتـــون
ندونستم نرسيده تو شروع قصه ميري...آرزوي زندگي رو ميري و ازم ميگيري...ندونستم که رسيدن يه بهونست واسه رفت...واسه پرپر شدن تو واسه ويرون شدن من ...
آیینه ی خیال
سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چطور شبها آسوده می خوابد وقتی سنگ هایی که در دستان توست قلب مرا نشانه می رود؟ سلام مرا به غرورت برسان و بدان بهای قامت بلندش تنهاییست.................
سحـــر خاتـــون
سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چطور شبها آسوده می خوابد وقتی سنگ هایی که در دستان توست قلب مرا نشانه می رود؟ سلام مرا به غرورت برسان و بدان بهای قامت بلندش تنهاییست.