...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
من بيقرار.............نبود تو..........دل غمگين...............چشم منتظر.......بيا بانو.....بيا.
مصطفی
یه مرداب برای بدست آوردن یه نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره پس اگرکسی رو دوست داری برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن
مصطفی
بعضی وقت ها چیزی می نویسی فقط برای یک نفر،
اما دلـــــــــــت میگیرد وقتی یادت می افتد که هرکســـــــــــی ممکن است
بخواند جـــــــــــــــــز آن یـــــــــــــــک نــــــــــــــــــــفر..
مصطفی
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دلـــم بـرای تـو کـه نــه..... ولـــی بــرای روزهــای بــا هـ ــم بـ ودنــمــان تـــنــگ شـــده بـرای تـو کـــه نـه....... ... ... ... ولـی بـــرای مــواظـب خــودت بــاش شـنــیـــدن تـــنـــگ شـــده بــرای تــو کــه نــه....... ولـی بــرای نــگـ ـاهـی کــه تــا پـیــچ ســر کــوچـه تــعـقــیـبـم مـی کـرد تـنـگ شـده بـرای تــو کــه نـه..... ولـی بـرای دلــی کــه نــگــرانــم مـی شــد تــنـگ شـده .
مصطفی
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ مـــرهـ ــم قـ ـلـــبـــ بـ ـیـــمارمـــ تـــورو خــ ـیـــلـــ ـی دوســ ـتـــــ دارمـــــ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒبـــه قــــلــــب خـ ـــ ـشـــک مــ ــن بــبـــار بــ ـا مـــن بـــموــنو کـ ـــم نــ ـیـــار ღღ ღღمــ ــرهـــم قــــلــــب بـ ــــیــمـــارم تـــورو خـــیـــلی دوســ ـت دارمــــــ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒبـــ ـه قـــلــــبـــــ خــشـــ ـک مـــــن بــبـــ ـار بـا مـــــــن بــ ـــموـــنو کــــم نـــیـــار ღღ
مصطفی
به دنبالم نیا امروز
كه من
بی تاب دیروزم
چه دلتنگم از این باران
كه می بارد
بروی عشق من امروز
برو دیگر مرا نشكن
شكستم من همان دیروز
همان دیروز
كه تو رفتی ...
مصطفی
چقدر سخته تمام اعضای بدنت بخواهند حرف بزنند
اما ندانند چه می خواهند بگویند ...
و چقدر سخت تر است که بدانی میخواهی چه بگویی
ولی دیگر کسی نباشد
مصطفی
رهگذر به مرداب رسید خطاب به او پرسید : راز مرگ دلخراش تو چیست ؟ مرداب : راز مرگ من هرگز فاش نشد اما اکنون که تو می خواهی پس، پایین تر آی حرف هایم ابدیست
مصطفی
هر كسی می توانداز پشت چشمانم از اشكهای همیشه جاری ام از سكوت همیشه همراهم تمام حرفهای دلم را بفهمد حرفهایی كه جای خود را به زخمی كهنه داده اند زخمی كه دیگرصبر نیز دوای درمان آن نیست زخمی كه دیگر روحم و جسمم به آن عادت كرده اند زخمی كه هر چند وقت یكبار دهان باز میكند دیگر این زخم قسمتی از زندگی ام شده ولی مرحم این زخم را میدانم ....
مصطفی
خدا حافظ بروعشقم برو که وقت پروازه برو که دیدن اشکات منو به گریه میندازه نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست نمیشه بعد تو بوسید نمیشه بعد تو دل بست منو تنها بذار اینجا تو این روزای بی لبخند که باید بی تو پرپرشه که باید از نگات دل کند حلالم کن اگه میری اگه دوری اگه دورم اگه با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم فدای عطر آغوشت برو که وقت پروازه برو که بدرقه داره منو به گریه میندازه برو عشقم خداحافظ برو تو گریه حلالم کن خداحافظ برو اما عزیز من حلالم کن
سحـــر خاتـــون
مدتها بود که دنبال یه تغییر بزرگ تو زندگیم بودم...تو زندگیم هیچی کم نداشتم...ولی قدرشو ندونستم.همچنان گفتم یه تغییر میخوام...یه روز وشب متفاوت...یه احساس متفاوت...وقتی سر و کله ات پیدا شد (به عنوان همدل) گفتم شاید همونی باشی که دنبالش بودم(درحالی که هیچ وقت فکر نمیکردم تفاوت با عشق ایجاد بشه)...الان به هدفم رسیدم...کاش نمیرسیدم...زندگیم زیر و رو شده...داغووون شدم میفهمییییی؟؟؟
سحـــر خاتـــون
کاشکی میتونستم مثل تو باشم گل بیمعرفتم...کاااااااااش!!!...