...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
این نگهبان سکوت، شمع جمعیّت تنهایی، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی، چشم برراه پیامی، پیکی خفته در سردی آغوشِ پُر آرامش یأس ، گرمی بازوی مهری نیست، که بیدار شود از نفس گرم امید...
...غزلواره ...
جهنـــــمی بپــــا میـــکند دلــــــم ... وقـــــتی شـــــــعری بیــــــاید ... و تــــو میــــــان آن نبــــاشــــی.....!
alla
هرچند بانوفاصله ها زیاداست ......اما هميشه، منتظرت خواهم ماند....... کنارهمين جاده ...
alla
دو تا عاشق بانو... دو تا قلب در به در، دو تا دلواپس و این چشمهای تر ..دو تا اسم.. دو خاطره.. دو نقطهچین، دو تا دور افتادۀ تنهانشین......چه غريبيم بانو.............
alla
به انتظار نشسته ام بانو ..دستم را سايه بان آفتاب كرده ا م .....كجايي بانو..نفسم سنگين است .در دلم آتشي بر پاست..من طاقت انتظار ندارم بانو...بيا..
alla
بودنم در گرو ماندن توست...اي ستاره.. دل من از سفرت می میرد، تو مرو ..... تو مرو..... صدف بسته دل را مشکن ............
alla
بانو .....هجرتت رشته جان می گسلد ...من نمی دانم ...آه، به تن مرمر عشق... زخم این فاجعه فاصله را می بینی؟
alla
اگر دردم يكي بودي چه بودي.........اگر غم اندكي بودي چه بودي.............!!!؟
alla
آه از فاصله ها.... آه از اين همه راه... كه ميان من و ديدار تو افكنده نقاب...آه بانو...آه ازين فاصله ها.......
alla
مدتی ، شوریدگی دل را پریشان حال داشت... چون که با زنجیر زلفت، بستمش ، آسوده شد...............
alla
بيا بانو ....دلم بي پروا تر از پروانه ها گشت..........................
✘ farHad ✘
تا دوباره دیدنت...این رختخواب را وارونه خواهم خوابید...خیانت است به تو...سر بر کنار خیالت گذاشتن...!
alla
عزیزم ،زهره ام، الهه عشق..بانوي آسماني.. ! پای تا سر داغم، و پاي تا به سر دردم... از عاشق شدنم ، دیدی به روزم چه آمده ؟ غزال من کجا رفتی؟ ، که من حیران و سرگردان ،درین صحرای بی پایان ، به دنبال تو می گردم........
alla
به من بگو بانوي آسماني.....و تو بگو ، این عشق را ، این عشق هستی سوز را، از که می توانم دریافت کنم جز تو ، جز تویی که شعله اش را در جانم انداخته ای .....
✘ farHad ✘
یک صندلی خالی... یک تابلو انتظار....کفشهایی که هی جفت میشوند و نگاه یخ زده ای در قاب پنجره خالی.... این است حال و هوای امروزم