...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
بانو......دلم برای واژه های بیابانی تنگ است... برای حروف سرکش و چموش و رام نشدنی... برای احساس بکر خواستن تو ، در انتهای یک روز دلگیر خاکستری ....دلم تنگ است بانو ..دلم تنگ است.
سحـــر خاتـــون
برای گفتن حسم هنوز یک واژه کم دارم
که تو شعرام به جای اون همیشه نقطه میگذارم
منی که با این احساس یه عمره زندگی کردم
نه میدونم ، نه میتونم به چشمات بفهمونم که…
عاشقتم… عاشقتم… مثل عطر دعا مثل رنگ خدا … مثل من که نفس به نفس با تو هستم همه جا….
...غزلواره ...
ساز تو دهد روح مرا قدرت پرواز ...از حنجره ات پنجره ای سوی خدا باز ...احساس من و ساز تو جان های هم آهنگ ...جان من و آوای تو یاران هم آواز ...گلبانگ تو روشنگر جان است ...قول و غزلت پرچم شادی ست برافراز.........
سحـــر خاتـــون
لالایی کن مرغک من...دنیا فسانه است...
alla
بانوي آسمانيم.....ای هم آغوش شبهای بی کسی ام ..هرشب یادتو را در آغوش می کشم، تا به خواب روم و پلکهایم به امید دیدن تو در رویا سنگین می شوند......................
...غزلواره ...
هیچ جز یاد تو رویای دل آویزم نیست ...هیچ جز نام تو حرف طرب انگیزم نیست... عشق می ورزم و می سوزم فریادم نه ....دوست می دارم و می خواهم و پرهیزم نیست......
...غزلواره ...
کاش میدانستی ... تنها برای خاطر توست ... که آواز سر می دهم ... می سرایم ... می نویسم.....
alla
كجايي بانو ......نفسم خسته است...نوازشم كن....غم هجران مرا از پاي انداخته ،زانوانم سست است بانو...عاشقانه هايم تازه جوانه زده اند.....نميخواهي كمي برايشان بخواني................؟
...غزلواره ...
تو که نیستی... آسمان بی معنیست ... حتی آسمان پر ستاره و باران ... مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد........
alla
انتظار را برايت به آتش كشيده ام بانو ....نگاهي به دور دست كن ....................................
...غزلواره ...
باران که می بارد تمام کوچه ھای شھر پر از فریاد من است که می گویم؛ من تنھا نیستم ... تنھا منتظرم..........
✘ farHad ✘
دلم می گیرد !.... وقتی که نگاهت می کنم .. اما نگاهت به سویم نیست !!
alla
آسماني بانو.....اي غزلهاي تو با جان ودلم گشته عجين............