دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قياس‌ ضد و نقيض‌ ها، نگفته ها را بیان کنید...

پارادوکس یعنی یه کاکتوس وسط صحرا!
پارادوکس یعنی یه لک رو دیوار!
مهم نیست چقدر کوچیکه، مهمه چون تاثیرگذاره!
اینجا قرار نیست همه نوشته‌ها پارادوکس داشته باشه، درسته شرط اول بر پارادوکس بودنشه، اما مــــــهم اینه چیزی باشه که تاثیر گذار باشه، سر سری ازش نگذریم !

جزئیات گروه

شناسه 297
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 16172 پست
عضو 883 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 8
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 82
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 9

کاربران گروه

(878 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پارادوکس
شناسه‌: 297 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Behrooz
Behrooz

سکوت بهمنی ها از رضایت نیست , دلشون اهل شکایت نیست...!

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

مرد نمیخندید. نه که بلد نباشد... نه... شاید از یادش رفته بود خندیدن، زنی می خواست که او را بخنداند. زن اما... شیفته ی نخندیدنش شده بود.

Behrooz
Behrooz

وقـتـی . . .می شکنم خوب تـماشا کــن !شـاید . . .روزی بــه دنبال تــکه هایم بگردی . . . !

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

این روزها برای تحمیل/ برای توجیه/ برای انکار/ دیواری کوتاهتر از دیوار خدا پیدا نمیکنند انگار...

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

گل آلودم... ولی تو حالا ماهی نگیر فدایت شوم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Behrooz
Behrooz

ﺿﺮﺑﻪ ﺭﻭﺣﯽﺍﯼ ﮐﻪ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻤﻦ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻋﺸﻖ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﻭﻧﯿﻢ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻪ!

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

آخر اشکهایم امشب، آبروداری نمیکنند...

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

برگ آخر را سبز نقاشی کن. من از پاییز بیزارم...

Behrooz
Behrooz

روزی کسی را "دوست داشت" م... کسی که تمام "زندگی" م بود... بعد او خیلی چیزها در من مرد... شاید خود من بودم که مرد! اما... من به زندگی بعد از مرگ "ایمان" دارم... این روزها بدون "قلب" عاشقانه تر "نفس" میکشم !

Behrooz
Behrooz

برگا همه ریختن ولی‌ شاخه هست، کم کم باید بارو بست... باید برگردیم خونهامون ساک به دست، چیزی که مونده یه خاطرست...

Behrooz
Behrooz

تيغ روزگار شاهرگ کلامم را چنان بريده ، که سکوتم بند نمی آيد...

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

تو نفس می کشی آدمیت را در هر " آه " و " دَمَت "

Behrooz
Behrooz

خسته از تمام جهان به خـــــــانه برمي گردي ؛ در را که باز مي کني چراغ را که خودت روشن مي کني ، يعني تـنــهــــــــايي ... !!!

Behrooz
Behrooz

خاموشی بهانه است... مشترک مورد نظر قصد فراموشی دارد!!!

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

آدمها هرکدام بنا بر رسالتی در زندگی دیگری قرار گرفته اند! مانده ام رسالت تو در زندگی من چیست!؟