╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
بغضم می گیرد. ولی با یک جرعه چای قورتش می دهم. سعی می کنم زیاد برایم مهم نباشد که جناب شادمهر عقیلی دارد چه می خواند و من بغضم را هی فرو می دهم. این روزها به قدر کفایت بهانه برای اشک ریختن و زار زدن دارم. فقط مانده این چهارتا کلمه هم بهانه شود. ولش کن! چای دارد تمام می شود و این پست و روز سه شنبه هم. شاید حتی فرصتِ بانوی خانه بودن و کدبانوگری این روز من. دلم از امروز تا فردا برای همه اینها تنگ می شود...
در پارادوکس


جزئیات گروه
17 

دیدگاه غیرفعال شده است.
