غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
جایت را با دیگری پُر میکنند احساس … سیری چند؟؟! آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا ! دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت دلبستــن شـــان غریـــب است و رفتــن شان آشنـــا …!
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
هیچ وقت خودت رو ۱۰۰% خرج کسی نکن ؛ که تا ۱۰ بیشتر بلد نیست بشمره … !!!
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده.. ماها آدمای بی احساسی نیستیم، ماها بی معرفت و نا مردم نیستیم، یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
گلایـــه ها عیبــــی ندارد...کنایـــه هاست که آدمی را ویران میکنـــد...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اگر با کسی نیستم خوشحال نباش ، وقتی تنها ماندم یعنی هنوز تو را نبخشیده ام !
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
مادرم میگفت : شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است. نمازش ترک نمی شود. زیارت عاشورا می خواند. روزه میگرد. مسجد میرود ... خیلی پسر با خداییست ... لحظه ای دلم گرفت ... در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم ... نماز نمیخوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم میاورد ... دستهای پینه بسته پدرم را دستهای خدا میبینم ... زیارت عاشورا نمیخوانم ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا برپا میکند ... نه من روزه نمیگیرم ولی هر روز از آن دخترک فال فروش فالی را میخرم که هیچوقت نمیخوانم ... مسجد من خانه مادربزرگ پیر و تنهایم است که با دیدن من کلی دلش شاد میشود ... خدای من نگاه مهربان دوستی است که در غمها تنهایم نمیگذارد ... برای من تولد هر نوزادی تولد خداست و هر بوسه عاشقانه ای تجلی او ... مادرم ... خدای من و خدای پسر همسایه یکیست ... فقط من جور دیگری او را میشناسم و به او ایمان دارم ... خدای من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها ....
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
قدر لحظات خود را بدانید. حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛ زیرا اگر دیگر آنها نباشند، برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود ! "دیروز" گذشته است؛ و "آینده" ممکن است هرگز وجود نداشته باشد. لحظه "حال" را دریاب چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری. اندکی فکر کن ...
دینا
نامطمئنه/ سرمایه گذاری روی «خود» ی که قراره در آینده شکل بگیره...