دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هسツی
هسツی

دلم تنگ این شبها یقین دارم که میدانی، صدای غربت مرا ز احساسم تو میخوانی، شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین ، ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی

هسツی
هسツی

غصه نخور! کنار آمده‌ام با نبودن‌ت. خیلی که دل‌م بگیرد، گریه می‌کنم

علیرضا
علیرضا

هی فلانی....حواست هست اصلاً؟!!!........من دارم میرم از قصه ات...!!!

هسツی
هسツی

نگاهی کرد و دل را در به در کرد / یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد / شکستی خورد و آمد تا بماند/ ولی من رفته بودم او ضرر کرد...

علیرضا
علیرضا

گاهی آرزوی شنیدن فریاد سکوت را دارم از لابلای این همه سکوت فریادهای واهی...!

هسツی
هسツی

از دردهای کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشه لال میشه ادم

هسツی
هسツی

کدامین آسمان را وعده می دهی؟ پرنده پرواز نمی خواست به دستانی که پرش میداد، عاشق بود

هسツی
delgir.jpg هسツی

دلم نگرفته از اینکه رفته ای .دلگیرم از همه دوست داشتنهایی که گفتی و نداشتی!!!.

هسツی
khastegi.jpg هسツی

خستگیهایم را در آغوش بگیر .....کم آورده ام

هسツی
هسツی

با سكوت، سرگرم گفت و گوي يك طرفه هستم ...

هسツی
هسツی

دل کندن اگر آسان بود... فرهاد به جای بیستون دل میکند

هسツی
هسツی

نه از سفید و نه از سیاه ، دیگر از هیچ یک نمی نویسم ! دیگر نه از تو می نویسم و نه از رفتنت ... ... هیچ کدام را نمی خواهم ، همین چند سال خاطره برای گریه هایم کا[!]ت

هسツی
هسツی

حالا که نیستی نه پرنده ای آمده این اطراف « کوکو»‌ کند نه باران می بارد نه شانه ای ... و نه هیچ اتفاق خاص دیگر من به تنهایی بار همه ی این تنهایی را به دوش می کشم ...

هسツی
هسツی

برف آب شد و ردِ پای تو. . . می‌خوانمت حالا که دلیلی نیست ثابت کند رفته‌ای…

هسツی
هسツی

بالا و پایین پریدنم از شوق ِ زندگی نیست، ماهی روی خاک چه می‌کند؟