mehran313
بعضی وقت ها سکــــــوت میکنی چون آنقدررنجیده ای که نمی خواهی حرفی بزنی. بعضی وقت ها سکــــــوت میکنی چون واقعاحرفی واسه گفتن نداری گاه سکــــــوت یه اعتراضه گاهی هم به انتظاراما بیشتر سکــــــوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو در وجودت داری توصیف کنه. . .!
mehran313
این روزهایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی به بی خیالی به شادی به اینکه مهم نیست، اما چه سخت می کاهد از جانم........این نمایش!
mehran313
دلـم گـرفته است ... نه اینـکه کسـی کاری کرده باشـد نه ... من آنقــدر آدم گریز شــده ام که کسـی کارش به اطراف من هـم نمی رسـد.. دلـم گرفتـه است که آنچـه هستـم را نمی فهمند ... و آنچه هستند را میپذیرم ... و دنیـا هم به رویش نمی آورد این تنـاقض را . . .
mehran313
گاهی وقتها دلت برای ذره ای حمایت لک میزند! دلت میخـــواهد؛ کسی باشدکه درمیان انبوه آدمیان سرش رانزدیک کند! نزدیک و نزدیکتر؛ به دریچه ی احساسـت!
وحید (آقای خاص)
اعتماد کردي؟ خيانت ديدي !؟ درد داشت ؟ تنها شدي ... ؟ . . اين اشتباه رو دوباره تکرار نکن ، نگو اين يکي با بقيه فرق داره . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
کسی که قدم میزند... چه کسی میداند... که برمیگردد... یا میرود...؟ کسی که قدم میزند... تنهاست...!
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مــن زانــو هـایـم را بــه آغـوش کــشیده بـــودم... وقتــی تــو بــرای آغــوش دیـگری... زانــو زده بـودی ...
«shayan»
یکی بود... هنوزم هست وهمیشه بیادته...
مجتبي
امروز مادري دخترش را فروخت!
امروز دختر 10ساله اي مادرشد!
امروز دختري در ماشين با پسري همخواب شد!
امروز دختري با التماس در چشمانش در چهارديوار زن شد!
امروز مادري مقابل پسر 3ساله اش با مردي همخواب شد!
امروز عشق دختره باكره را با اسكناس سنجيدند!
امروز . . .
دلم براي امروزمان گرفته!نميدانم دنيا كثيف است يا چشمان من!
مجتبي
شيرين بهانه بود فرهاد تيشه ميزد تا نشنود صداي مردمي را كه ميكفتند دوستت ندارد
˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙
دلمـــ رقـ ـص نمےخواـهد ...! هـی دٌنیــــا تمامشـ ڪـُن و گرنـ ه ســ ـازتـــ را مـی شِڪَنمـ ایـن بـــار ...!
«shayan»
چقدر دلم ميخواهدنامه بنويسم...
تمبروپاكت هم هست...
ويك عالمه حرف...
كاش كسى جايى منتظرم بود...!
وحید (آقای خاص)
بی شک آغوش تو از عجایب دنیاست واردش که می شوم زمان بی معنا می شود هیچ بعدی ندارد بی آنکه نفس بکشم ،روحم تازه می شود …