ᔕᗩᙢᓰ
اے کاغذ سپید کہ همه ے دردهایم را بہ دوش میکشے ، یکبار دیگر رویت مے نویسم : / بے نهایت دوستش دارم / ...
ᔕᗩᙢᓰ
شجاعت میخواهد ... وفادار احساسی باشی که میدانی ... شکست می دهد روزی نفس های دلت را !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !
ᔕᗩᙢᓰ
دور مـی شوے از مـن بــے آن کـِ بدانـی؛ اگر از هَفـتــ آسمان هم بگذرے هَـم ـچنان در قـلـبــِ مـن جـآ دارے !
ᔕᗩᙢᓰ
چتر نداشتـمـ قطره قطره در خودمـ میچکیدمـ.../!
... UnKnoWn ...
خسته اززندان که نامش زندگیست.پس قشنگی های دنیادست کیست . . .!
ᔕᗩᙢᓰ
خــواب هـایـم بــوی تـטּِ تــو را مـے دهــد /. نـڪـنـد آטּ دورتــر هـا نـیـمـہ شـب در آغــوشـم مـے گـیــــرے !
ᔕᗩᙢᓰ
آنـــ قــــدر نیـــآمـدے
از چهـــرهامْ بهــــآر
برگـــ بـه برگـــ ریخـــت ؛
پایـیـــز شـــدم ؛
دیـگـر نیــــــآ ..
آشـفـتــــه مــﮯشـود
خــــوآب هــآے رنـــگـﮯ اَم ...
ᔕᗩᙢᓰ
در گـلـوی مـن اَبـر کـوچـکی سـت مـی شـود مـرا بـغـل کـنـی؟ قـول مـی دهـم گـریــه کـم کـنـد . . .
ᔕᗩᙢᓰ
مهم نیست که مرا
از ملاقات ماه و گفتگوی باران بازداشتهاند.
من برای رسیدن به آرامش
تنها به تکرار اسم تو
بسنده خواهم کرد...
ᔕᗩᙢᓰ
میترســـم از شــبی تــو باشــی وُ شـــعر نبـــاشد وُ حــس جنــون .. میترســـم از روزی شـــعر باشــد وُ عشــق باشـــد امـــا تــو نبـــاشــی ، مــن باشـــم و ُ یـــک دل خون ...
ᔕᗩᙢᓰ
دلم عجیب گرفته برایت نازنین شاید اگر این باور نبود که در قلب من و همصحبت و روشن قلب خسته منی اینجا نبودم شاید مرده بودم. لحظه هایم نازنیند وقتی حضور نازنین تو را دارم. چگونه دم از تنهائی توانم زد ؟ وقتی که لحظه لحظه عمرم آکنده از عطر حضور توست. نه من تنها نیستم این تنهائی من است که تنهاست
ᔕᗩᙢᓰ
دلـتـنـگـی هــا گـاه از جـنـسِ اشـک انـد و گـاه از جـنـسِ بـغـض ؛ گـاه سـکـوت مـی شـونـد و خـامـوش مـی مـانـنـد گـاه هـ ـ ـق هـ ـ ـق مـی شـونـد و مـی بـارنـد . . دلـتـنـگـیِ مـن بـرایِ تـو امـّـا جـنـسِ غـریـبــی دارد . . .