❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . کاش می شد زندگی را هم عوض کرد٬ مثل «چایی» وقتی که سرد می شود… . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مـن زانــو هـایـم را بــه آغـوش کــشیده بـــودم... وقتــی تــو بــرای آغــوش دیـگری... زانــو زده بـودی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه قدر سخته منطقی فکر کنی...وقتی احساساتت داره خفت میکنه...! چه قدر بده ترس از دست دادن!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با خیال تــــو به سر بردن اگر هست گـــــناه با خبر باش که من غـــرق گـــناهم شــب و روز
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به برگ گل نوشتم من تو را دوست می دارم ولی افسوس او گل را به زلف كودكی آویخت تا او را بخنداند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـر بـالای افــ ـق ایـــستـ ـاده ام بـه روزی مـ ــی انـدیـشـ ــم کـه بـا تــو بـاشـ ــم جــانم را بـه بـاد صبـــ ـحگـاهــی می ســ ــپارم بـا هــمه خـداحـ ـــافظی می کـــنم چــرا که تـــو در مــ ـنی ، در تــارو پودم و موجـ ــی لــطیف برخاســ ـته از جــان تـو تـا عـــمق وجــودم مــ ـی دود و راهــی جــ ـاودانـه پـــیش رویــ ـم گســـترده مـی شود و مــن پــ ــرواز مـی کنــ ـم بـه سـوی تو به تــو می اندیــشم، به ارمـ ـــغان صبـح به نــ ـامــت کــ ـه عاشــقانه بر زبـان جـ ـاری می کنم بــه تـــو می انــدیشـم ای عشــ ـــق بی پایانم ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنهایی که بلند می خندد ، بی صدا گریه می کنند ….!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از از "تو" بدم می آید! ... ببخشید! تو سنگی! و من یک تکه شیشه! "سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد "ولی شکستن من" جدی است! *** از "تو" بدم می آید! ببخشید! از واژه ی "تو" چه می شد اگر همه شعر های "من" با "تو "آغاز نمی شد؟! *** می خواهم گریه کنم! وقتی که زبانت می گیرد و مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی "من"فاصله "شما"را با "تو" چگونه باید پر کنم؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری کمی دلم آرامتر شده فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده شب های تیره و تار من مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم به یاد می آورم حرفهایت را باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . مثل او که در کنار ساحل دریا نشسته به امواج دریا دل بسته من هم نشسته ام در کنار ساحل قلب تو و دل بستم به تو دل بستم به امواج خروشان عشق تو . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . شبانه هایم برای تو عشق هم ... خاطره ی مُرده ای باشد برای وقت های کسالت . .
... UnKnoWn ...
خدایا ؟ مگــر مآلِ مَــن نیستـ ؟ سَهــم بیشــتری از او رآ می خوآهمـ ...
... UnKnoWn ...
نمیدانمــــــــ! شایــــد دیگــــــــر فردایــــ ــی در کـــــار نباشـــــد!
... UnKnoWn ...
خـــــدایــــــا... پیــــ ــش خــ ـــودتـــ ــ چهــــ فکــ ـــر کـ ــــردی؟ قیافهــ ـ امـ ــ شبیـــــهــ ـ ایـــــ ـــوبــ ــ استـــ ـــ؟ کـــِی تمــــــــامــــ مــــی شــــــود اینــــ ســــــریــــال؟