دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هسツی
هسツی

بیا خاطراتت را از زیر دست و پا جمع کن! کمی جا برای نشستن می خواهم...

هسツی
tree.jpg هسツی

در جنگل ِ تاریک .. تو تنها نیستی درخت ... همه تنهایند

ســجـی
ســجـی

سردمه ٬ نه از سرما . . . بی کسم ٬ نه از تنهایی . . . غریبم ٬ نه از غربت . . . آرزو دارم ٬ برآورده نمی شود . . . کابوسی دارم٬ چرا باطل نمی شود...؟ . . . می دانم دیگر نمی بینمت ولی باز می گویم به امید دیدار...

هسツی
هسツی

راز تنهایی من این است ... تنها با تو نمی‌ماندم

هسツی
ls-ls_large.jpg هسツی

حوصله ات که سر میرود، با بازی نکن! من در بی حوصلگی هایم با تو کرده ام..

ســجـی
ســجـی

تو بلد نبودي . . . لعنت به اون مسافري كه رفتنو ياد داد...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ســجـی
ســجـی

با رفتنش به پایان رسید این قِصــــــــه . . . غُصـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه همچنان باقی است...!

shahrooz
shahrooz

گر بسویت این چنین دویده ام ، به عشق عاشقم نه بر وصال تو ، به ظلمت شبان بی فروغ من ، خیال عشق خوشتر از خیال تو

shahrooz
shahrooz

قول و قرارهایمان جایش امن است زیر پاهای تو....

shahrooz
shahrooz

نگاه کن! او یار همکلاسی ام آیا نبود که هر روز غروب برایم دست تکان میداد.جریمه هایش را زیر باران می نوشتو میخواست وقتی بزرگ شد پرنده شود؟ چقدر فربه شده!!!

shahrooz
shahrooz

كاش كودك بودم تا بزرگترين شيطنت زندگى ام نقاشى روى ديوار بود اى كاش كودك بودم تا از ته دل مى خنديدم نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمى تلخ بر لب داشته باشم . اى كاش كودك بودم تا در اوج ناراحتى و درد با يك بوسه همه چيز را فراموش ميكردم

هسツی
هسツی

ما ز ... چشم یاری داشتیم ... چشممان کور، غلط بود آنچه می‌پنداشتیم

هسツی
f.jpg هسツی

بگذار را بارها بنویسم ... چون بیسوادی که تازه نوشتن اسمش را یاد گرفته است...

هسツی
1308427118574708_large.jpg هسツی

آن وقت هایی که گوشه یه اتاق می نشینم و خیره می شوم به دیوار ... آن قدر ها هم که فکر می کنی بیکار نیستم ! به فکر می کنم .

هسツی
هسツی

عادت نمی‌شود. . . دوری مرگ تدریجی ِ بی‌صدای من است. . . روزی صدایش بلند می‌شود؛ صدای ریختن خاک روی تن‌م ...