دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه کما خوش آمدید ..

هر چی دل تنگت هست بنویس ...
-------------------------------------------

زنده باد سکوت ...

که سرشار از سخنان ناگفته است .

زنده باد دلتنگی های آدمی ...

و بادهایی که ترانه می خوانند .

جزئیات گروه

شناسه 454
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 17250 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 56 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 22
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 35
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 8

کاربران گروه

(674 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Coma
شناسه‌: 454 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

با مداد رنگی هایم یاد خوب آمدنت را نقاشی كرده ام و جاده سفید رفتنت را خط خطی .... روز تولدم را سیاه و روز مرگم را... واژه هایی كه نقش می بندند روی كاغذ برایم بی رنگند! و نفس هایی كه حبس می شوند درون حنجره ام بی حرف آه ... " دوســـــــــــــــــــــت دارم بمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــرم " تا دیگر پذیرای غم و اندوه نباشم شوره زار قلبم محتاج باران است خدایــــــــــــــــــــــــــابگو باران ببارد ... و باز هق هق گریه این آهنگ بی كلام و تكراری اجازه سخن نمی دهد ساكت و خاموش پی چیزی می گردم كه سالهـــــــــاست زیر خروارها برگرز سفید پنهان شده بود ... تا حال از خود پرسیده ای ؟ سرنوشتم را تا كدامین معبد بی نام خواهی برد ؟! گناهم چیست ؟ كه اینگونه در این زندان اســـیرم بـــــــــــــــــار غـــــــــــــم سنگین و طاقت فرساست یاریم كن یاریم كن ....

بابک...
بابک...
در Coma

بـه حـوالـی بـهـشـتـــ مـیرسـم بـا تـو ....دوقدمی ... نه شاید کمتر .... آه رویا تمام نشو.....

بابک...
بابک...
در Coma

توهم عمیق من! آرامتر بخند می ترسم تمام شوی.. توهم....

بابک...
بابک...
در Coma

انالله و انا الیه راجعون ودر این لحظه خواهری یا برادری دیده از جهان فرو بست و شاید هم پـــــــــــــــــــــــدری یا مادری باشد این معشوق از دست رفته خدایش بیامرزد قدر هم رو بیشتر بدونیم و ...

بابک...
بابک...
در Coma

تـــو ڪنار می ڪشـ ـی و مـטּ سیگـ ـار !!

بابک...
بابک...
در Coma

مثل می‌شوم!

بابک...
بابک...
در Coma

انگار تعبیر همه ی خواب ها ... تنهائی است ...

بابک...
بابک...
در Coma

هر آدمی باید یه نفرو داشته باشه که هر جایی نا امید شد و کم آورد بخاطر همون یه نفر بتونه بلند شه و دوباره شروع کنه !!!

بابک...
بابک...
در Coma

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم، کشتم . . . من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم من زمقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت ...

بابک...
بابک...
در Coma

خدایا ...!! از تو دلگیرم ... گفته بودی حق انتخاب داری پس چرا انتخابم درکنار دیگریست؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

عمر من قد نمیدهد به سفرت بگو كوتاه بیاید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گاهی به خودم میگم : برای چی می نویسی ؟ تو که نه رشته ی معارف و الهیات خوندی ؛ نه رشته ی تحصیلی ات ادبیات فارسی بوده ، نه شغلت نویسنده و روزنامه نگاریه ، و نه به اندازه کافی مطالعه داری . تو فقط کارمند ساده یک شرکت خصوصی هستی ... آیا این نوشتن یک احساس وظیفه ست ؟ چه کسی این وظیفه رو بعهده ات گذاشته ؟! روزگاری تعداد آمار بادید کننده گان و کمیت تعداد نظرات روزانه برام مهم بود ، امروز اون احساس رو به شکل قبل ندارم ... با خودم میگم : آیا من صلاحیت نوشتن و انتشار در فضای مجازی رو دارم ؟ در جنگ بین دو نیمه ی خودم ، فعلن و بصورت علی الحساب می نویسم تا بعد چه پیش آید ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

خداوند با دستان تو دست انسان گرفتاری را گرفته است ، وقتی دست افتاده ای را میگیری و لبخند را مهمان قلبش می کنی ؛ و این چه زیباست. نازنین ، دستانت نورانی و بوسیدنی شده اند ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

روزتون زیبا و آرام ..... تا بعد .........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

هرگـــ ـز برای عـــاشق شدن دنبال بـــ ـاران و بـــ ـابونه نبـــاش، گـــ ـاهی در انتـــ ـهای خارهای یک کاکتـــ ـوس به غنچـــ ـه ای می رسی کـــ ـه زندگیت را روشن می کنـــ ـد…. . . .