*محـمــدامـیـنــــــ *
مي خواستم اسمتو تو قلبم حك كنم ولي نكردم مي دوني چرا؟ آخه ترسيدم ضربان قلبم موقع خواب اذيتت كنه...
*محـمــدامـیـنــــــ *
خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش ؛ يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه...
*محـمــدامـیـنــــــ *
خلق بر سه گونه اند...: غافلان،عاقلان و عارفان. غافلان از خلق شرم دارند،عاقلان از فرشته و عارفان از حق...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد، چیزی بگو که کفه سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فراموشی به این آسونیا نیست امید من دلم از تو جدا نیست می خوام تو یاد من عشقت بمیره ولی از قلب من مهرت جدا نیست دارم آتیش میگیرم از جدایی ولی همیشه به فکر دل ما نیست خدایا پس میون این همه دل چرا حتی یکیشون با وفا نیست همه ی دنیا میدونن این حدیثو که آرامش برای عاشقا نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رمز زندگي كردن اين است كه در بي امنيتي زندكي كنيد. و البته در اين گونه زندگي كردن تامين وجود ندارد. يك قطعه سنگ همواره امن است ويك گل هميشه در معرض خطر - ولي سنگ مرده است وگل سرشار است از زندگي! ولي اگر طوفاني برخيزد گل مي افتد وسنگ در جايش باقي مي ماند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ذات مستقل همه پدیده ها خداست کائنات زنده اند زیرا در دل خدای زنده اند وقتی جامه ی پندارمان را از تن پدیده ها بیرون می آوریم خدای زنده و مهربان را عریان و آشکار می بینیم قطره ی آگاهی ما به دریای آگاهی کیهانی وصل است خدا با چشمان ما می بیند با گوش های می شنود و با دلهای ما عشق می ورزد نیازی به جست و جو نیست خدا در این جا و اکنون حاضر است در قطره ی آگاهی ما رازهای تمامی اقیانوس آگاهی خداوند نهفته است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام مدت شب اضطراب نوشيدم و مثل ماهي تشنه حباب نوشيدم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بايد همه توان خودرابراي رهايي از گذشته به كار برد،بايدبه ديروز همچون مادرنوزاده اي نگريست كه هرچندازجدايي چهره اي گرفته دارداما ازآنچه به انجام رسانده خشنود است

14 سال و 11 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 3 دقيقه قبل
14 سال و 11 ماه و 24 روز و 1 ساعت قبل