دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه کما خوش آمدید ..

هر چی دل تنگت هست بنویس ...
-------------------------------------------

زنده باد سکوت ...

که سرشار از سخنان ناگفته است .

زنده باد دلتنگی های آدمی ...

و بادهایی که ترانه می خوانند .

جزئیات گروه

شناسه 454
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 17250 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 56 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 22
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 35
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 8

کاربران گروه

(674 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Coma
شناسه‌: 454 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
!L@
!L@
در Coma

دیگر هیچ زمینی را به امید مترسک به زیر کشت نخواهم برد ، چرا که من دیده ام یک آسمان کلاغ ، رقص باران را در کلام مترسک به ریشخند گرفته اند .

!L@
!L@
در Coma

با تمام فقر هرگز محبت را گدایی نکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن ، مسلما آنچه که به دست می آید عشق و محبت نخواهد بود .

!L@
!L@
در Coma

آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی ؟ / همه شب در غم هجر تو خفتن تا کی ؟ / طعنه ز اغیار تو ای یار شنفتن تا کی ؟ / روی نادیده و اوصاف تو گفتن تا کی ؟

!L@
!L@
در Coma

من از خدا خواستم نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی ولی اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت ، فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم .

!L@
!L@
در Coma

باز هم قلبی به پایم افتاد / باز هم چشمی به رویم خیره شد / باز هم در گیر و دار یک نبرد / عشق من بر قلب سردی چیره شد .

!L@
!L@
در Coma

من به مردی وفا نمودم و او / پشت پا زد به عشق و امیدم / هرچه دادم به او حلالش باد / غیر از آن دل که مفت بخشیدم .

!L@
!L@
در Coma

یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیره بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ؟ گفتم اگه بارون نیاد چی ؟ گفتی اگه چشات بباره ، آسمون گریش میگیره ! حالا من دارم گریه میکنم و آسمون نمی باره ، تو هم اون دور دورا ایستادی و به من من میخندی !

!L@
!L@
در Coma

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی ، اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال ، عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد .

!L@
!L@
در Coma

دیوارها اگر چه متهم به ایجاد فاصله هستند ، اما این دستان دیوار ساز ما است که تبرئه می شوند .

!L@
!L@
در Coma

عشق و محبت ، مشکلات ظاهرا حل نشدنی را از سر راه بر می دارند و غیر ممکن را ممکن می سازند .

!L@
!L@
در Coma

یادمان باشد ، لابلای ابرها تکه ای رنگین کمان پنهان کرده ایم تا فردا روزگارمان را سیاه و سفید نگذرانیم .

!L@
!L@
در Coma

سرزنشم مکن اگر از همه پا کشیده ام ، طبع لطیف آدمی ، با همه سر نمی کند .

!L@
!L@
در Coma

من چه می دانستم دل هر کس ، دل نیست ، قلب ها ز آهن و سنگ ، قلب ها بی خبر از عاطفه اند ، من چه می دانستم !

این ارسال را بازنشر کرده است.
!L@
!L@
در Coma

من به خود می بالم که در این قصر یخی ، دوستی دارم که دلش آیینه ی خورشید .

!L@
!L@
در Coma

هدیه ای که برای تولد من آورده بود یک تابلو بود که با خط درشت رویش نوشته بود : زندگی پوچ و بی معناست ، در صورتی که او همیشه به من می گفت : تو تموم زندگی منی !