دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

copy-paste آزاد

جزئیات گروه

شناسه 349
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 3503 پست
عضو 354 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 77
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 210
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 30

کاربران گروه

(352 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

copy-paste
شناسه‌: 349 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران
باران
در copy-paste

من را تو ببخش چشم من کور! دستم برود به زیر ساطور! تقصیر دلم نبود دزدی چشم تو سیاه بود و مغرور

باران
باران
در copy-paste

گلبرگ به نرمی چو بر و دوش تو نیست مهتاب به جلوه چون بنا گوش تو نیست پیمانه به تاثیر لب نوش تو نیست آتشکده را گرمی آغوش تو نیست

باران
باران
در copy-paste

تـو راحت بـخواب من مـشق گریه هایـم هـنوز مـانده

باران
باران
در copy-paste

کمی گیجم کمی منگم عجیب است پریده بی جهت رنگم عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش برایت باز دلتنگم عجیب است

باران
باران
در copy-paste

از کدام سو دورم می زنی؟ می خواهم از همان سو دورت بگردم

باران
باران
در copy-paste

بهار…. و این همه دلتنگی؟! نه ، شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد

باران
باران
در copy-paste

بی همگان بسر شود بی تو اصن بحثشو نکن!

باران
باران
در copy-paste

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم هر کس هم که می آید مسافر است می شکند .هم نمازش را، هم دلم را و می رود

نوید
نوید
در copy-paste

وقتی در زندگی به یک در بزرگ رسیدی نترس و ناامید نشو، چون اگر قرار بود در باز نشود جای آن دیوار می‌گذاشتند

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران
باران
در copy-paste

قلبم درد میکنه از وقتی آخرین نگاهت رو ذخیره کردم ، قلبم ویروس گرفت

باران
باران
در copy-paste

میخواهم از غم ندینت شکایت کنم کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برده.

باران
باران
در copy-paste

در مشرق عشق دشت خورشید تویی در باغ نگاه یاس امید تویی در بین هزار پونه آن کس که مرا چون روح نسیم زود فهمید تویی

باران
باران
در copy-paste

بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم بیا مثل پروانه های غریب نیاز به مهتاب شبهای تنهایی عادت کنیم

باران
باران
در copy-paste

مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه حسرت داشتن تو ،‌پیر شده ، عینک می زنه صورتم سرخ شده بود ،‌اما حالا کبود شده جدایی یه عمر داره توی اون چک می زنه

باران
باران
در copy-paste

عشق تو را من اختراع کردم . تا در زیر باران بدون چتر نباشم. پیام های دروغین از عشق تو برای خودم فرستادم! عشق تو را اختراع کردم ، چونان کسی که در تاریکی،تنها ،می خواند تا نترسد.