aynor
کنارم خیلیا هستن....دلم پیش "تو " آرومه........
ســجـی
از کویر آمده ام چشمم از خاطره ی ریگ پر است ، ابر من پاشو دلم را بتکان ...
aynor
دارم میشکنم...آسون و ....تو نیستی..............
aynor
خاطره تنها مدرکی است که فراموشی را محکوم می کند ، پس بمان در خاطرم .
ســجـی
می دونی بزرگترین گناه چیه؟ رفتن تو قلب من بدون اجازه! حالا هم بزرگترین مجازات رو برایت در نظر گرفته ام: حبس ابد در قلب من!
faafaa
بزرگتر که شدیم مدادهایمان هم به تکامل رسیدند شدند خودکارهایی بی رحم تا یادمان بدهند *هر اشتباهی پاک شدنی نیست*..............
باران
غصه ي بي تو بودن هيچ وقت تموم نميشه
ســجـی
چه زیباست نوشتن وقتی می دانی او می خواند چه زیباست سرودن وقتی می دانی او می شنود و چه زیباست جنون وقتی می دانی او می بیند
aynor
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم / با خیال او ولی تنهای تنها میروم / در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی / شاید او حتی بگوید لایق من نیستی / مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم .
ســجـی
من یک قطره ام تو یک دریا؛من یک پرنده ام تو آواز؛من یک ابرم تو یک دریا؛من یک بهانم تو دلیل پرواز
باران
بي تو نفس نمي كشم .هر لحظه من جون ميكنم...................
aynor
عشق را تن پوش جانم میکنی / چتری از گل سایبانم میکنی / ای صدای عشق در جان و تنم / آن سکوت ساده و تنها منم / من پر از اندوه چشمان تو ام / آشنای دل پریشان تو ام / آتش عشق تو در جان منست / عاشقی معنای ایمان منست / کی به آرامی صدایم می کنی / از غم دوری رهایم می کنی / ای که در عشق و صداقت نوبری / کی مرا با خود از اینجا می بری ؟
چادر به سر
همه ي دلتنگي هاي اين روزهايم را ميفشارم روي كليد هاي پيانو تا بلكه بنوازد قطعه اي هرچند غمگين... بلكه اشك بياورد به چشم نابينايي كه نگاهش گره خورده به تمام تاريكي هاي رو به روي من... تا اشك بياورد به چشم يك دخترك عاشق كه نگاهش گره خورده به چشمان معشوق گم شده اش در هاله اي از خيالات من! تا اشك بياورد به چشم پسركي كه نگاه پراضطرابش گره خورده به يك بادبادك سوار بر آسمان پر از رعد و برق دل من! تا اشك بياورد به چشم نااميدي كه ميشمارد ثانيه ها را براي شنيدين صداي قدمهاي اميد! تا... تا شايد بشكند اين بغض لعنتي ... تا شايد آسمان ابري چشمانم ببارد و طراوت را برگرداند دوباره به سالهاي خشك وجودم!