Glee
به یاد داشته باشیم
که شاید به یک غفلت
در حوالی همین دلهایمان
دلی را شکسته باشیم
Glee
من زيبايی ؛ قدرت و روح ادمی را دوست ندارم؛ بلکه هوش او را در ارتباطی که با زندگی برقرار کرده است؛ می ستايم
Glee
شعر برگزيده سال 2005 شده که توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده : وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي ای، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگین پوست!
Glee
اگر بگریم گویند عاشق است اگر بخندم گویند دیوانه است پس میخندم و می گریم که بگویند یک عاشق دیوانه است
Glee
قصه کهنه دروغ بود من و ما بچگی کرديم که بجای قصه خوندن قصه رو زندگی کرديم
Glee
تو لغت نامه نوشتن که کلک يعنی يه قايق يا گرسنگی مساويس با فراموشی عاشق ما کلک خورديم و ديديم که کلک همون فريبه از همينه که حقيقت توی گوش ما غريبه
Glee
روشنايي هايی که به ما ارزانی شده انقدر زياد است که حتی اگر بخواهيم هم نمی توانيم همه انها را هدر دهيم
Glee
اشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشيم و بس ! تنها برای يک نگاه حتی برای يک نفس !
Glee
چهره ها صفحات حساس روحند ؛ که بر انها ان مقدار زمان و تاريکی که لازم است بايد بگذرد تا ظاهر شوند.
Glee
شايد روزی بر سنگ نام مردگان را ننويسند. آخر می گويند ، اگر گرسنه باشی سنگ را هم خواهی خورد
Glee
ديرگاهيست که سوی ما گذری نمی کنی بر دل خستگان به مهر دستی نمی کشی من بسته ام اميد به آمدنت ای مهر تابان ٬ شب تارم را چرا منور نمی کنی
Glee
اگر مي شد صدا را ديد چه گلهايي !چه گلهايي !كه از باغ صداي تو به هر آواز مي شد چيد،اگر مي شد صدا راديد....
Glee
گاهي اوقات همه آن چيزي كه يك انسان نياز دارد، دستي براي گرفتن و قلبي براي درك شدن است.
Glee
چيزی بهتر از ارامش دلی سوزان؛ طراوت زندگی را حفظ نمی کند.
Glee
دنيا سه اصل دارد:
۱-خاطرات
۲-غم
۳- عشق
با اولی زندگی کن ؛ دومی را به خاطر سومی تحمل کن