دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
: )  اَمـــَد
normal_Avazak_ir-Love224.jpg : ) اَمـــَد
در دوره

واژه " آغوش " همان آغوش قدیمی ست که به شوق بودنش آرام میگرفتیم ... اما نمی دانم چرا این روزها در فرهنگ لغت "دلها" بعضی ها " بوی " هرزگی به خود گرفته ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟ ...صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت،هم کلید زندگیست ... گفت: زین معیار اندر شهرما، یک مسلمان هست آن هم ارمنیست!!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
iran1.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

با خودم فکر کردم آیا اینها خوابند یا تمام ما آدم‌ها...

daryoosh
daryoosh
در دوره

فردا اگر از راه نمی آمد.... من تا ابد کنار تو می ماندم..................... فروغ فرخزاد

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
gorg bare.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

گول دنیا را مخور......!! ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند بره های این حوالی گرگ ها را میدرند سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند.....

آقـا اَمـیـن
1.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

ام نشون میده پست های رو به پست های بیشتر ترجیــح میدن \

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از دَرد میپــــیچم بـــــه پیچِ جاده یِ شَـــب اینجا سرد است اما بوی تو را میـــدهد راستی آواز گُــــــرگ ها را یادَت هســـت؟ آن تخـــته سَــــنگ که اسمَــت را رویش نوشتم؟ آنها دیگَــــر نبودند...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

وقتی دلم خسته می‌شود برایش از فردایی روشن می‌خوانم به‌یادش می‌آورم که چه دل‌هایی را از خستگی به درآورده وقی دلم خسته می‌شود می‌نشینم و برایش آرام نجوا می‌کنم گرد و غبارش را با اشک می‌گیرم و از شادی که در راه است ، می‌گویم وقتی دلم خسته می‌شود دوست را صدا می‌زنم و به خدایی که بزرگ است ، می‌سپارمش . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چشمانم را که می بندم مهربانیِ نگاهت نقش می بندد در ذهنِ کوچکم و یادم می افتد که چقدر با نگاهِ من مهربان بودی مرسی از نگاهِ پُر لبخندت . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

برای چراغهای همسایه هم نور آرزو کن بی شک اطراف تو روشن تر خواهد شد . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بیشتر وقتا پشت جمله ے عیب نـבاره مهم نیست یک בل شڪستـہ פֿـوابیده . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دِلَتْـــ رـآ بهـ هَر کَسیــ نَسپـ ـآر.. اینــ روز ـها ... بَعضیهـ ـآ اَز سِپُرْدـهـ اَتــ هَمــْ ... بَهرهـ میخوـآهَندْ ..!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

حتے قرص هم جـوآب نمےدهد٬ حالا من مےمانـَم و قاب عکس ـَت ! من چشم ـهایت را از کـُدئین بےش تر قـبـول دارَم..!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

פֿوבґ رآ پُشتـ ـ טּِـقـ ـآبـ ـ قـ ـآیـґ مے ڪُنَـґ تـ ـآ ڪَسے... چِشـґ هآے پُفـ ـ ڪَرבه اَґ رآ نَبینَـב غَـґ پِنهآטּ בر صِـבایَـґ رآ نَشنَوב وَ פس نَڪُنَـב مُـ ـرבه اَ