آقـا اَمـیـن
ما که هرجایی دهَنمـــون سرویس میشه میگن امتحان الهیــه !! اگه اینجوری باشه که من دیگه دکترای الهیات گرفتم...
آقـا اَمـیـن
دیگر سوء سوء هیچ چراغی امیدوارم نمی کند. دیگر گرمای دستی دلم را بطپیدن وا نمی دارد. میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم. که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست.
آقـا اَمـیـن
اونی که نشسته همیشه خسته نیست ! شاید جایی برای رفتن نداره ..
آقـا اَمـیـن
با تـــــــــــو بودن برایم عادتی ساخت که بی تو بودن را هرگــــــــــز نتوانم
آقـا اَمـیـن
گاهی دوست دارم بدون پک زدن ، فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد ... شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من ؛ شاید آخر قانع شدم! ... .
آقـا اَمـیـن
در دسترس بودنت دیگر برایم ارزش ندارد ! اکنون نه مشترک هستی ! نه مورد نظر !
آقـا اَمـیـن
منتـــظر هیــــچ دستی در هیــــچ جای این دنیــــا نبـــاش ! اشک هایت را با دست های خـــودت پــــاک کن .... که همه رهگـــــذرند ... !
آقـا اَمـیـن
نگـــذار هرکسی از راه رســـید با ســاز دلـت تمـــــــرین نوازندگــــــی کند ...
آقـا اَمـیـن
مـثـل ِ تـــار ِ مــوهـــایـش .. ایـن بـــار ، دوسـتـت دارم هـــایـــم را ، پـشـت ِ گـوشـش انـــداخـــت .. و ... رفــت !!!
آقـا اَمـیـن
ﺁﻧﺮﻭﺯﮐﻪ ﺳﻘﻒ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﭼﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ! ﮔﻔﺘﺎﺭﻭ ﻋﻤﻞ ﺩﺭﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ! ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻨﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺳﻨﮓ ﺷﺪﻩ! ﺩﻟﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺑﻨﺎ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺷﺪﻩ!.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به چشمي نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت به کسي سلام نده اگه خداحافظي در پيش است دست کسي را نگير اگه رها خواهي کرد به کسي نگو دوستت دارم اگه ديگري در فکرت است ...
آقـا اَمـیـن
مـساحـت خـلـوتـم را پـر کـن فـرقـی نـمـیـکـنـد عـمـودی یـا افـقـی هـمـیـنـکـه ضـلـعـی از چـهـاردیـواری ام بـاشـی کـافـیـسـت.
آقـا اَمـیـن
چقدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند، نه جرأت دوست نداشتن، نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن،با این حال مدام شعر عاشقانه می خوانند ...
آقـا اَمـیـن
همه از پشت خنجرم زده اند دوستانی خجالتی دارم...
آقـا اَمـیـن
ﺳﮑـﻮﺕ ﻭ ﺻﺒـﻮﺭﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺿــــﻌﻒ ﻭ ﺑﯽ ﮐﺴــــﯽ ﺷﺎﻥ ﻧﮕﺬﺍﺭ،ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﭼﯿــﺰﻫﺎﯾﯽ ﭘﺎﯼ ﺑﻨﺪﻧﺪ،ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ...