دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Herose
Herose
در دوره

باکــره ای رو میشناســم که فاحــشه ی 21 ساله در برابرش قدیــسه استـ!!!!

Herose
Herose
در دوره

لمـس اندام ....سستـی اندام ....از خــود بی خود شدن... بالا رفتــن شــهوت.... خیس شدن بدن... رفتــن حرارتـ رو ...100 دستـور مغز به س کــــ س... همــش به کنار... میدونی اگــه این کارها با معشــوقت باشه چی میشه؟؟ میشـــه: "دستـ ـ ـ ـور مغــز به عــشــق بازی" زیباستــ...مگـه نه؟؟

Herose
Herose
در دوره

گــرمای تنتــ سوزاننده تر از آتیش جهنمه... آتیشی که برام آرامـش میاره!!!

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

نمی شد هم مثل بره کار کنه خسته شه بخوابه یه گوشه. . . .

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

شانس ما همیشه تو سینما یا تئاتر صندلی جلویی یه خانومی نشسته که موهاشو اندازه گنبد امام زاده داوود بالا برده

گـلـپــری
dokhtar0pesar_nariya.jpg گـلـپــری
در دوره

با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

من موندم چرا ادمای هوسباز همیشه دست میذارن رو ادمای وفادار ؟ خب برن یکی مثل خودشون رو پیدا کنن

Herose
Herose
در دوره

نسلی هستیم ، كه تو اینترنت عاشق شدیم، تو اینترنت دوست شدیم، تو اینترنتم بهمون خیانت شده! فقط اینترنت توالت نداره من ناراحتم : )))

Herose
Herose
در دوره

یه بار نزدیکی های تو یه ترافیک بدجور گیر کرده بودم یهو انداختم تو یه کوچه فرعی و گازش رو گرفتم ملت هم خیال کردن من بلدم مثل اسب راه افتادندنبال من! یکم اینور اونور پیچیدم آخر خوردم به بن بست خیلی ریلکس ماشین رو تهه کوچه پارک کردم رفتم تا نیم ساعت بعد اون ماشینها داشتن سر و ته میکردن که ازکوچه در بیان

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

از خاطرات :::> ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه . تادهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه . دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسه شد خوابید . دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چند ساعته بیدار نشده . یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب...

Herose
Herose
در دوره

از جوانمردی فقط ایستگاهش مانده . ایستگاه بعد علی آباد …. !

Herose
303421_319107788172992_2078988590_n.jpg Herose
در دوره

مو اینجوری دوس دارم....

Herose
Herose
در دوره

قال (ع) : خلاف ارزش اشک مادر را ندارد...

Herose
532696_314740841949631_849499291_n.jpg Herose
در دوره

تخیلت تو رگ آئورتم..!!!

Herose
Herose
در دوره

مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز باهم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر باهم عشق بازی کردند، بعد خسته از خستگی به خواب رفتند. ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوغه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد. بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد. در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟ مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را مشغول عشق بازی بودیم !!! زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی.

این ارسال را بازنشر کرده است.