دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فرهاد 72
fycf376cs28doc7yiyre.jpg فرهاد 72
در دوره

دست مخترع کولر درد نکنه چون: اگه به ما بود الان یا میگفتیم مشیتِ خدا در اینه که هوا گرم باشه و حتما یه حکمتی هست،باید تحمل کرد و نباید تو کارِ خدا دخالت کرد!! یا اینکه یه دعا ساخته بودیم و میگفتیم باید روزی 70 بار از روش خوند تا خنک شد...! اگرم میخوندیم و خنک نمیشدیم،میگفتن با اخلاص نخوندیو فقط بنده های واقعی و با تقوا خنک میشن ...

فرهاد 72
110343_5.jpg فرهاد 72
در دوره

یه روز یه نامه دیگه واسم فرستاد که توش نوشته بود: من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم . . . آخه می دونی ؟ من اینجا خیلی تنهام . . . باز هم براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره می دونم . . . فکر خوبیه . . . آخه من هم . . . خیلی تنهام . . . حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم . . . و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که: نمی دونه من هنوز هم خیلی تنهام .

فرهاد 72
110343_5.jpg فرهاد 72
در دوره

یه روز بهم گفت : می خوام باهات دوست باشم . . . آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام . . . بهش لبخند زدم و گفتم : آره می دونم. . . فکر خوبیه . . . من هم خیلی تنهام . . . یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم... آخه می دونی ؟ من اینجا خیلی تنهام . . . بهش لبخند زدم و گفتم : آره می دونم . . . فکر خوبیه . . . من هم خیلی تنهام . . . یه روز دیگه بهم گفت : می خوام برم یه جای دور جایی که هیچ مزاحمی نباشه. بعد که همه چیز روبه راه شد تو هم بیا. آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام . . . بهش لبخند زدم و گفتم : آره می دونم . . . فکر خوبیه . . . من هم خیلی تنهام . . . یه روز تو نامش نوشت : من اینجا یه دوست پیدا کردم . . . آخه می دونی ؟ من اینجا خیلی تنهام . . . براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره می دونم . . . فکر خوبیه . . . آخه من هم خیلی تنهام . . . یه روز یه نامه دیگه واسم فرستاد که توش نوشته بود: من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم . . . آخه می دونی ؟ من اینجا خیلی تنهام . . . باز هم براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : ....

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

سلام دوستای گلمممممممم

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ
در دوره

خواستم به روزگارحالی کنم منم هستم.بلایی سرم آورد که الان به بودن خودم شک دارم...

.•♪♫º°•. MσNi .•°º♫♪•.
.•♪♫º°•. MσNi .•°º♫♪•.
در دوره

کاش بجای اینهمه باشگاه زیبایی اندام درهر شهر یه باشگاه زیبایی افکار داشتیم مشکل امروز ما اندام ها نیستند افکارند.....!

.•♪♫º°•. MσNi .•°º♫♪•.
.•♪♫º°•. MσNi .•°º♫♪•.
در دوره

دفتر شعرم کنار پنجره ورق خورد شعرم را باد برد و «تو» ... ورد زبان همۀ کوچه شدی...

.•♪♫º°•. MσNi .•°º♫♪•.
.•♪♫º°•. MσNi .•°º♫♪•.
در دوره

ســـلامــ خوشـــگلا!

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ
در دوره

دنیا رو کوچیکتر از اون میدونم که بگم یه دنیا دلتنگتم عزیزم......

(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥('..)
(..')♥ مهـدے خدآے احساس♥...
در دوره

خالم از خارجه برامون دهان شو خارجى آورده بود. امروز صبح داشتم از در دستشوئى رد میشدم که دیدم داداشم بعد از شستن دهنش دوباره بر گردوندش توی بطری. پرسیدم چکار میکنی؟!؟ گفت: “آخه اینا گرونن،حیفه”

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

از نخل برهنه سایه بانی مَطَلب ... از مردم این زمانه کاری مَطَلب ... عزت به قناعت است و مردی به شرف .... با عزت خود بساز و یاری مَطَلب . . . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

خودتـــ باش ، اگه کسیـــ هم خوشــ ـــش نیومــد... به جهنــ ـــم که نیومــد اینجا مجســمه ســازی نیستــــ ...!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

زيـــــر بــاران آدم تــرم خــــاك ِ تنـم ، بــوي دستهاي گِلــي ِ خــــــدا را مي گيرد...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ســ ــالـــ تحویلــ شـدو منــــ تمــ ــــامـ دلتنگیــ ـــمـ را بـ ــــه جــ ــــایــ تــ ـو بـه آغوشـ کشیدمـ چقـ ـــــدر جایتـــ میـ ـانـ بازوانمــ خالیـــــ بــود

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

هزارانـ نفر برایــ باریدنـ بارانـ دعــا کردند اما دعایشانــ مستجابـ نشد غافلـ از اینکه خداوند به فکر کودکیـ ستـ که چکمه هایشـ سوراخـ استــ ــ ـ