❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چارلی چاپلین: وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خویش غافل کردند انگار کسی به فکر ماهی ها نیست سهراب بیا که آب را گل کردند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چرچیل(نخست وزیر سابق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه میرفت. هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.. راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم" چرچیل از علاقهی این فرد به خودش خوشحال و ذوقزده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد. راننده با دیدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر میمانم!"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمدانم چرا ؟ همیشه ما باید درد و دلهای خود را با خود زمزه کنیم چرا به دادمان کسی نمی رسه.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم وقتی که شکست بغض تنهایی من وابستگی ام را به تو باور کردم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من می شنوم می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد آه ، ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیر من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر وقت تو زندگی به یک در بزرگ که روش یه قفل بزرگه برخورد کردی،نترس و ناامید نشو!چون اگه قرار بود باز نشه جاش دیوار میذاشتن...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شانهایت را برای گریه کردم دوست دارم اشکهایت را برای چکه کردن دوست دارم خلاصه دوستت دارم ای بزگوار چون بی تو فردا و فرداهایی نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید. هرچند آن بجز معنی رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن!
آزاده ایــرانی
تاریخ به ما می آموزد که بشر هرگز از تاریخ چیزی نیاموخته است!
آزاده ایــرانی
من اگر پیـامبر بودم ، رسالتم شادمانی بود.. بشارتم آزادی و معجزه ام خنداندن ِ کودکـان... نه از جهنمی می ترساندم.. نه به بهشتی وعده میدادم.. تنها می آموختم ، اندیشیدن را و "انسان" بودن را
آزاده ایــرانی
وقتی تبر به جنگل آمد تمام درختان فریاد زدند: وای دسته اش از جنس ماست!!!
آزاده ایــرانی
شکست آدمی که هنوز خود را پیدا نکرده ولی بدنبال نیمه گمشده خود است حتمی است . قبل از هر جستجویی، خودمان را پیدا کنیم ...