دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

تا باشد من هم باشد .... زنده باد و ......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

جالبیست !! شدگان هرگز کنندگان را نمی کنند .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

از آن است که ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

چترها را ببندیم ، به ضیافت قطره های پاک باران برویم و بگذاریم باران گناهانمان را پاک کند و بشوید.نگاه خسته مان را زیر باران تازه کنیم چرا که فردا طلوع پاک رویاهاست. چترهارا ببندیم باران زیباست...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
28122011574.jpg آزاده ایــرانی
توسط موبایل در دوره

‏@yas بدیو بدیو عکس زن عمو در حالات مختلف

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
d07928dbf2402e973564322ff5f0e1f8.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

خدانگهدار............عصر خوبيرو واستون آرزو ميكنم

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
27.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

آخرین حرف قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض، صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض، یک طرف خاطره ها! ...یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست.

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
@@@@@@@.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

وقتی که بودنت برای همه بی معنیست ، بیهوده نفس کشیدن چرا...؟!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

داشت دفترمشقش را جمع می کرد.چشمش افتاد به روزنامه ای که مادر روی آن برای همسایه ها سبزی پاک کرده بود.تیترش یک "سه" بود با بینهایت "صفر"جلوش.عدد "سه"ناگهان او را از جا پراند. - بابا، پس فردا با بچه های مدرسه می برنمون اردو. سه هزار تومن می دی؟ بابا سرش را بلندنکرد.باصدایی آرام گفت:فردا یه کم بیشتر مسافر می برم، سه هزار تومن هم به تو میدم. با وعده شیرین بابا خوابید. صبح زود، رفت کنارپنجره. پرده را کنار زد. باران ریزوتندی می بارید.قطره های باران برای رسیدن به زمین مسابقه گذاشته بودند. بند دلش پاره شد:آخه توی این بارون که مسافر سوار موتور بابام نمی شه. اشک توی چشمهایش حلقه زد. از پشت پنجره آمد کنار. یک قطره اشک از روی صورتش چکید روی یکی از بینهایت "صفر"هایی که جلوی عدد"سه" رژه می رفتند...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

عــاشقی احساس میخواهد تو گر خواهی بدان . . . هر که این احساس دارد دیگرش انسـان مخوان باید خریدارم شوی تا من خریدارت شــوم از جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم مـن نیستــم چون دیگـران بازیچـه بازیگـران اول به راه آرم تــو را وانـگـه گرفتــــارت شـوم

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
mami.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن ... وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن ... وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن! ... به سلامتي همه مادراي دنيا...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
boose.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

گرمترین بوسه ها را نصیب کسی کن که در سردترین لحظه ها به یاد توست ...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
reza.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

می‌دانم تا پلك به هم بزنم می‌آیی ؛ با انار و آینه دردست‌هایت !! ... . . . به قول ِ فروغ : " من خواب دیده‌ام " ...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
omr.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

کاش دنیا می مُرد دلم نیامد بگویم آدم ها! آنوقت هیچکس سراغی از ما نمی گرفت من لَم می دادم به خیالی که خیال نبود و تو تکیه می دادی به من و مُدام شعر می خواندی شعر شعر شعر .. عمری بیهوده نمی گذشت !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
farhad.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

فرهاد میدانست صد سال نمیتواند ..... کوه را بکند ..... فقط میخواست یک عُمر،اسمش را با "شیرین" بیاورند...