ایراندخت
صدای دارکوب از وسط جنگل بلوط می آید..... سخت ترین دلها هم راه نفوذ دارند
ایراندخت
آن گاه كه ضربههاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت احساس ميكني به خاطر بياور كه زيبايي شهابها از شكستن قلب ستارگان است.
آزاده ایــرانی
لباسِ فرشتگان را می پوشند آدم ها هنگامِ قضاوتِ یکدیگر
ایراندخت
داشتن یه رویا مهمتر از رسیدن به آن است
ایراندخت
شب جلو تلویزیون خوابم برده بود مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟
ایراندخت
وقتــي آزادي از انسان سـلب مي شود، او ريــاكار بــار مي آيد.
آزاده ایــرانی
به اندازه ی باورهای هر کسی ،با او حرف بزن بیشتر که بگویی تو را احمق فرض خواهد کرد ! به همین سادگی...!!
ایراندخت
گاهی سکوت قدرت بیشتری در خود دارد.پس به عظمت آن بنگر.
meysam
فکر می کردم اگر دوستش داشته باشم می توانم خودم را قانع کنم که شاید او هم مرا دوست داشته باشد اما نتوانستم دلم را آرام نگه دارم هر روز هر شب به امید اینکه شاید از طرف او ندایی به من برسد لحظات را سپری می کردم نمی توانستم به خود جرات دهم تا ازش بپرسم آیا مرا دوست دارد یانه می ترسیدم به من بگوید نه ترس همه وجودم را در بر گرفته بود و فکر اینکه جمله نه را بشنوم همیشه آزارم می داد که چه زیباست ... او خود می داند که من چگونه نگاهش می کنم .. می داند که او را چگونه پرستش می کنم .... می داند که اگر بخواهد به او خواهم رسید .... می داند اگر بگوید بمیر برایش می میمیرم ........ ولی هم من می دانم و هم او که شاید به هم نرسیم .......... و این شاید به کلمه دیگر تبدیل شده و این کلمه این جمله را تشکیل داده .. «نه من و نه او هیچ وقت به هم نمی رسیم».....
meysam
چــقـــدر شـــبـــیـــه ☂ بــارونـــــــــی ☂ بـــانـ ـو خـ ـودت نمـــیـــدونــ ـــــی Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ چــ ـــشــــمــــای تــــو بــ ـــــی انـــ ــ ـدازه از تـــ ـو یــ ــ ـه زیــــبـــــا مـ ـیـــســـازه Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

14 سال و 9 ماه و 15 روز و 35 دقيقه قبل
14 سال و 9 ماه و 15 روز و 34 دقيقه قبلتازه گشنمم هست
14 سال و 9 ماه و 15 روز و 28 دقيقه قبل توسط موبایل
نازی
14 سال و 9 ماه و 15 روز و 27 دقيقه قبل
14 سال و 9 ماه و 15 روز و 7 دقيقه قبل توسط موبایل