ایراندخت
خدايا كاش هيچ وقت آرزو نمي كردم كفشاي مامانم اندازم بشه!!! به سلامتي اوون موقع ها كه نمي دونستيم دنيا چه خبره!
ایراندخت
اونایی که شبِ یلدا دارید ، اونایی که شبِ یلدا مخاطب خاصتون کنارتونه ، جای ما بی شبِ یلدایی ها رو خالی کنید ، گاهی ممکنه ما هم دل داشته باشیم ، دلمون بخواد ......
ایراندخت
مرغ عشق فخر فروشی مکن ... معشوق تو نیز به لطف قفس است که وفادار مانده ... !
ایراندخت
یادم باشد و یادت نرود که همه ی ما برای یکبار ایستادن ، هزاران بار افتاده ایم !
ایراندخت
مرا به انچه که نیستم محکوم نکن مگر از تو چه میخواهم جز اغوشی باز برای عشقی که بارها به اثبات رساندمش میدانی که برایت "هفت خوان رستم" را پیموده ام اکنون سوار بر "قایق سهراب" میروم اگر مرا میخواهی در "فلق" سراغ مرا بگیر که در "خانه دوست" منتظرت هستم
آقـا اَمـیـن
درد و بلای این یلدا بخوره تو سر اون ولنتاین .که هر عقب افتاده ای یه عروسک ۲ تومنی میده به طرفش توقع داره طرف از عشقش ذوب بشه .قربون هر چی رسم ایرونیه !
آقـا اَمـیـن
در اوج خندیدن هم که باشم ، انقدر پتانسیل دپرس شدنم زیاده که میتونم با یه لحظه تفکر ، به تموم خنده هام برینم...
ایراندخت
عاشق شدن آسان است، اما ادامه آن هنر است
آقـا اَمـیـن
از تفریحات روزانم اینه که: ---------------------------- تو اتوبوس یا مترو یهو از جام بلند میشم، ملت که هجوم میارن به سمت صندلی خالی، از جیبم موبایلم رو در میارم, دوباره میشینم.....
ایراندخت
من براي تنها نبودن آدم هاي زيادي دور و برم دارم. آن چيزي كه ندارم كسي براي با هم بودن است..!!
ایراندخت
پیرزن گفت: سفیدبخت شی دخترم! خندیدی،نگاهت کردم. با خود گفتم آری! آنقدر سفید که خرس های قطبی هم حسودیشان شود! تو رفتی. نشسته ام لب بام و به بختم نگاه می کنم که در هیاهوی شب استتار می شود. افسوس! ساختمان دو طبقه مان ، جُربزه ی آدم کشتن هم ندارد!
آقـا اَمـیـن
عشق ، پــر... ! وفا ، پـــر... ! آزادی ، پـــر ...! دل ها ، پــرپـــر....! کلاغ پـر ، دیگر بازی ِ کودکانه نیـــست ...!
آقـا اَمـیـن
شما یادتون نمیاد قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه...
ایراندخت
یادت ، رویاهایم را بارانی میکند.... یادت ، مرا به جدایی خاطره ها دعوت میکند..... یادت، بودن را از من میگیرد..... یادت ، دستانم را پناه دست دیگران میکند.... یادت ، قلبم را میشکند..... من دیگر به یادت نمی افتم که چون آزاری است برای بودنم....