علی ...
فتم نونوایی یارو میپرسه نون میخوایید؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم دست و پامو آردی کنم برم سروقت شنگول و منگول !
علی ...
و توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در .... گفتم بله .. دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـــ نــه پــــــ این صدای منشی توالته .. لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.
علی ...
تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین؟ میگیم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگیم هورا! ما هم از این دبـــّه ها داریم!
Herose
نفس یه گرگ می ارزه به زندگیه صد تا شغال...
علی ...
سر میز صبحونه یک سوسک اومده بود، داداشم میگه بکشمش، میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه چایی براش بریز با هم نون پنیر بزنیم!
علی ...
جلو خودپرداز واستادم پول بگیرم یارو میگه منتظر پول هستین؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوستم جلو اون یکی خودپردازه منتظریم کانکت شه کانتر بازی کنیم!
علی ...
داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین، میگه کمک میخوای؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت میکنم