دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
mehdi
mehdi
در دوره

مترسک گفت ای گندم تو گواه باش که مرا برای ترساندن افریدند اما من عاشق پرنده ای بودم که از ترس من از گرسنگی مرد..

mehdi
mehdi
در دوره

اتوبان‌ها چه می‌فهمند از اندوه انسانی تنها ، در حجم یک ماشین..... که فشار انگشت‌های پای راست‌اش بر پدال، بستگی به شدت فشار بغض در گلویش دارد...

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

خوشبختی را دیدم ... همین چند ساعت پیش ... گوشه ای نشسته بود ... ساکت و تنها ... دلگیر بود ... مدتیست جایی ندارد برای اُتراق کردن

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

گـــــــــــــاهی پـــــــــــــــروانه ها هم اشتباه عاشــــــــــق میشوند..... بجای شـــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــمع گرد چراغهای بی احساس خیابانها میگردند

Herose
Herose
در دوره

مامان... من دارم با دوستام میرم پارک شاید آب بازی هم کردیم....کاری نداری؟! مامان: نه قربونت عزیزم...شب تو 20:30 میبینمت

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

زمانی است که روبه روی کسی که عاشقش هستی بشینی و بدونی که هیچ وقت بهش نمیرسی

Herose
Herose
در دوره

چند وقت پیش یکی از همکارامون داشته میرفته مشهد .بعد این دختره حسابدارمون اومده بش می گه من چند وقته با دوست پسرم کات کردم. می تونی بری حرم امام رضا دعا کنی که دوباره رابطه مون اکی بشه؟! میخواستم بگم عزیزم روراست بیا بگو الان دوست پسر ندارم و خلاص . این کارا دیگه واسه چیه اخه

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

اینقدر خودت رو نگیر ! اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن ! وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد ، فکر نکن که فوق العاده ای ، شاید اون کم توقعه !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Herose
Herose
در دوره

اینم 2000اُمین پست اینایی که داری باهاشون تلفنی حرف میزنی برمیگرده وسط حرف هاش لحنش عوض می شه و به یکی دیگه دستور می ده: آقای فلانی! کارت رو درست انجام بده. عزیزم چک رو امضا کردم. می تونی بری برداشت کنی. بعد تو می پرسی: کدوم چک می گه: با تو نبودم. خب داشتم چی می گفتم؟ آهان... به روح اعتقاد دارن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

توی متروی میرداماد یه پیرمرد نابینا می پرسه حقانی از این طرفه؟ می گم: نه این میره تجریش. باید از اون طرف برید به سمت حرم مطهر. می گه. سوار مترو بودم. حواسم نبود یه ایستگاه رد شده. دلم واسه ش می سوزه.دستش رو می گیرم و می برم طرف پله برقی های حرم مطهر. خودش می ره به سمت پله برقی و پاش رو می زاره روی پله اول. دستاش نرم و مهربونه. چند ثانیه بعد می بینم یادم رفته دستش رو ول کنم. یک دست ضعیف من رو به سمت خودش می کشونه. پاهای پیرمرد روی پله سومه. یادم میاد که باید دستش رو ول می کردم. دستش رو که رها می کنم روی پله ها ولو می شه. بلندش کردم . کلی شرمنده شدم . دستشو به صورتم میکشه و دوباره میره سمت پله ها ، میرم کمکش کنم دستم و رد میکنه .با چهره خسته ولی مهربونش نگام میکنه و میگه پسرم . دیگه باید عادت کنم کارام و خودم انجام بدم . . اشک تو چشام جمع میشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

اينجوري نميشه، برم یک خورده در زمینه نظریات ژئوپلتیک استراتژیک پسامدرن در قرن هیجدهم مطالعه کنم تا جلوی راننده تاکسیها کم نیارم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Herose
Herose
در دوره

بعضی وقتا فکر میکنم که بالشتم یکی از پر نقش ترین وسایلی که دور و برمه... جای بغلته که انقدر هر شب محکم فشارش میدم از فرم افتاده ، چون نیستی... جای شونته که سرمو میزارم روش و آروم میشم ، چون نیستی... جای دستاته که دونه دونه اشکامو برمیداشتیو بوس میکردی ،پاک میکنه اشکامو چون نیستی... جای تو که هر شب بهت می گفتم دوست دارم و تو گوش میدادی ، بالشتمم گوش میده چون...

Herose
Herose
در دوره

باز گلی به گوشه ی جمال فارسی وان ! باز باید مرحبا زد به شعور فارسی 1 و احترامش به خواست مخاطب. (شما بگو فرصت طلبی! خروجی اش چه فرقی می کند!) دم افطار تلویزیون روشن بود و سر بنده توی کامپیوتر. یکباره صدای ربنای شجریان شنیدم. با تعجب آمدم پای تلویزیون، دیدم فارسی 1 است دارد ربنای شجریان را پخش می کند. دقایقی بعد هم اذان را پخش کرد و بعد هم دوباره رفت سراغ بساط خودش!

این ارسال را بازنشر کرده است.
WingTsun
WingTsun
در دوره

با توجه به همزمانی ماه رمضان با گرمای شدید مرداد ماه، نام این ماه از «ماه خودسازی» به «ماه خودسوزی» تغییر یافت!

این ارسال را بازنشر کرده است.