دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

درخت دوستی را با قلب می کارند نه با دست... تو را من با قلب دوست دارم نه با حرف...

نیما
نیما
در دوره

انگشتت را هرجای نقشه جهان خواستی بگذار فرقی نمی کند تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد!

نیما
نیما
در دوره

خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند سیمرغم و عقاب قبولم نمی کند عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار این شهر بی نقاب قبولم نمی کند ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند این چندمین شب است که بیدار مانده ام آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند بیتاب از تو گفتنم آوخ که قرنهاست آن لحظه های ناب قبولم نمی کند گفتم که با خیالت دلی خوش کنم ولی با این عطش سراب قبولم نمی کند بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام حق دارد آفتاب قبولم نمی کند

باران بهاری
ماهی.jpg باران بهاری
در دوره

من تشنه ام؛ تشنۀ آب ؛ می خواهم روحم را در آینۀ آن صیقل دهم تا حقیقت را در روشنی اش ببینم.

maryam sky
maryam sky
در دوره

سفر ایستگاه - قطار می‌رود تو می‌روی تمام ایستگاه می‌رود و من چقدر ساده‌ام كه سال‌های سال در انتظار تو كنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام و همچنان به نرده‌های ایستگاهِ رفته تكیه داده‌ام! قیصر امین پور

maryam sky
maryam sky
در دوره

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد . بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم . زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید

نیما
نیما
در دوره

ای دلم زهر جدایی را بخور چوب عمری بی وفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت من که گفتم این بهار افسردنی است من که گفتم این پرستو رفتنی است آه عجب کاری بدستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دل . .

نیما
نیما
در دوره

آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن. منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

حداقل هر روز یکبار از دوستتان خبر بگیرید که اگر مرده بود به برسید.

samira
samira
در دوره

فک می‌کنم اولین مواجهه‌ی جدی نسل ما با مفهوم «خونه مجردی»، به غاری برمی‌گرده که روباه و شیپورچی و خرس قهوه‌ای توش زندگی می‌کردن.

maryam sky
maryam sky
در دوره

راهی را که روزی با هم به شتاب رفته بودیم حالا به تنهایی باز می گردم اما این بار آهسته تر از همه چیز حرف هایی از سر زبانت راه افتاده است که باید تا ندیده اند بردارم و به خانه ببرم، بعضی را یک بار فریاد بعضی را چند بار زمزمه بعضی را برای همیشه پنهان خواهم کرد و هر چه ماند می توانی در دفتر آینده ام بخوانی با هر شتابی که خواستی

maryam sky
maryam sky
در دوره

دیگر نمیتوانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم تقصیر خودت بود آمدی رفتی ... به هر چه کوتاه عادتم دادی ...

Herose
Herose
در دوره

من برم کم کم حاضر بشم که دیر نرسم سر قرار همش 5تومن پول تو جیبمه دوس پسر به من میگنا ااا هستم که میگما فعلا

Herose
Herose
در دوره

مثل آن است که شاهرگ احساسم را زده باشی …! بند نمی اید.. دوست داشتن ات لعنتى .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

سرم درد میکنه . ( دکتر شریعتی)