دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یک ساعت که آفتاب بتابد, خاطره آن همه شب هاى بارانى ازیاد میرود. این است حکایت آدم ها فراموشى…

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

روزی یک قدم جلومی آیم روزی یک آجربالامی روی ما هیچ وقت همدیگررا نخواهیم دید. تو همیشه فراموش می کنی برای قلعه ات پنجره بگذاری!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

باتمام وجود گناه کردیم امانه نعمت هایش را ازما گرفت نه گناهان ما را فاش کرد. بیندیش اگر اطاعتش کنیم چه می کند او ! ! !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

لحظه هایی که دلمان میگیرد،تاوان لحظه هایی ست که دل بسته ایم!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

کمی از غصه هایم یاد بگیر که وقتی بودی با فکر رفتنت و وقتی رفتی با فکر برنگشتنت همراه من ماند !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یکی بود یکی نبود، اون که بود تو بودی، اون که تو قلب تو نبود من بودم. یکی داشت، یکی نداشت، اون که داشت تو بودی، اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آیینه ی اتاقت را با آیینه ی اتاقم عوض می کنی؟!...این که فقط من را نشان می دهد!!

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پَ نه پَ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

خسته شدم از بس تو این سایت ها آی دیت رو چک کردم و تو آفلاین بودی:

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه ... یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟ پَ نه پَ من می‌خوام لیس بزنم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ... آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟ پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دلتنگیهایم مثل کلافی به دورم پیچیده اند، هر بار که با خودم درد دل می‌کنم، گره بغضم کورتر می شود...

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

ایستک خوردیم شیشه هاش رو روی کابینت گذاشتیم ... دوستم شب اومده می گه ایستک خوردید؟ پَ نه پَ شیشه خالی خریدیم به هم تجاوز کنیم !