دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

کفشهایم را که به پا می کنم راهم پیدا می شود. برای ماندنم اصرار نکن. جاده روبرویم، روان تر از تعارف های آبکی توست

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

ماشينه تا شيشه جمع شده ... يه نفر اون بغل افتاده پارچه سفيد روش كشيدن ... یارو داره رد میشه ... ميگه مرده؟ پَ نه پَ تصادف خستش كرده خوابيده

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام ... میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟ پَ نه پَ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست !

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

تو خیابون داریم راه میریم ... دوتا گربه داشتند جفت گیری میکردن ... دوستم پرسید... وااااا دارن جفت گیری میکنن ؟! پَ نه پَ پدر پیرشو کول کرده داره میبره دکتر

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از اولین جملت , فهمیده بودم زود عشق های قبل از تو , سوء تفاهم بود... ♥♥♥

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم ... میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟ پَ نه پَ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آدما واسه هم مثل کتاب می مونن ، که وقتی به آخرش می رسن میرن سراغ یکی دیگه! یادمون باشه واسه هرکسی راحت ورق نخوریم.

نیما (بابا بزرگ دوره)
home.jpg نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

جذاب ترین خانه ! خانه ای زیبا از شیشه

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

من بشكنم برنجم ،فدای تار موهات/مهم تویی نرنجی برس به آرزوهات....

Herose
Herose
در دوره

ﺷﻤﺎﯾﺎﺩﺗﻮﻥﻧﻤﯿﺎﺩ،ﺑﺮﮔﻪﻫﺎﯼﺍﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽﮐﻪﺳﺮﺑﺮﮔﺸﻮﻥﺁﺑﯽﺭﻧﮓﺑﻮﺩﻭ ﺑﺎﻻﯼﺻﻔﺤﻪﯾﻪ"ﺑﺮﮔﻪﺍﻣﺘﺤﺎﻥ"ﮔﻨﺪﻩﻧﻮﺷﺘ​ﻪ ﺑﻮﺩﻥ

Herose
Herose
در دوره

میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟ میگم نــه پـَـَــــ می‌خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده‌ای رو از نگرانی در بیارم!!!

Herose
Herose
در دوره

یادم نمیاد نابینایی بهم تنه زده باشه..اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتن'' مگه کوری؟''...

Herose
Herose
در دوره

هميشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش ! که مردم همه چيزشونو به تو نشون بدن....

Herose
Herose
در دوره

اينايي که بهشون ميگي سلام برسون ميگن بزرگيتو ميرسونم دقيقا منظورشون کجاي آدمه؟

علی
علی
در دوره

برای رسیدن به خانه ی دوست پلی لازم بود و عبوری ..... پل شدن سهم من بود و عبور سهم او.... !