نیما (بابا بزرگ دوره)
اسکله ی ناز چشات ، حریم امن قایقم* تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم* گرمی دستای تورو به صد تا دنیا نمیدم* هر وقت که یارم تو بودی بی کسی و نفهمیدم* تو بند دل ، سلول عشق ، حبس نگاتو میکشم* ولی بازم رو میله هاش عکس چشاتو میکشم* ای قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه
سید کمال
گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . .
سید کمال
دور نرو بيا كنار دلم من غير از اين ها كه می نويسم نوازش هم بلدم
سید کمال
عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
سید کمال
روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم دوستت دارم ا...جان
علي علي
سلام............. باور كنيد مرغ همسايه غاز نيست... اونايي كه مرغشون غازه بالاتر از محله هستن و همسايه نيستن
Herose
گوگل بیش از 11 میلیون وبسایت را بست .... { ادامه در دیدگاه }
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
می بخشمت ولی. . . بگو خدا حافظ به احساسم می بخشمت ولی. . . بگو که از اول تو مال من نبودی می بخشمت ولی. . . ...بدرود دنیای کنونی میبخشمت:فقط برو پی دنیایی که از اول دلت سرگرم همونجا بود مبخشمت:چون گندیدیو از دلم بریدمت.
آقـا اَمـیـن
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد ... ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد ... صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی ... شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد ...
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
تنهائی ...
یعنی ...
یک نفر ...
خیلی کم است ...
دعامون كن بابا بزرگ
15 سال و 2 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 12 دقيقه قبل