دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه. حیف نون می گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

حیف نون می ره بانک چک خورد کنه، مسئول بانک ازش می پرسه چک سیباس؟ حیف نون می گه نه، مال گردوهای پارساله!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

به نیوتن گفتند: چرااز افتادن سیب تعجب کردی؟ گفت: آخه من زیردرخت گلابی نشسته بودم!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

به حیف نون می گن چقدر شما زشتین! حیف نون میگه: موقعی که کوچیک بودم تو بیمارستان منو عوض کردن!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

هیچ رقیبی ندارم جزء آیینه که هر روز تو را نگاه میکند او را هم شکست خواهم داد

سید کمال
سید کمال
در دوره

وبعدازاین.... من فراموش خواهم شد در پس کوچه بن بست ودرازدحام برگهای مرده پائیز...!

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

پدر هر قدر هم پیر، وجودش به ز عدم

نیما (بابا بزرگ دوره)
نیما (بابا بزرگ دوره)
در دوره

سلام. صبح یکی دیگر از روزهای گرم تابستانی بخیر و شادی باشه انشاءالله

سید کمال
love_background.jpg سید کمال
در دوره

به کدام وسوسه وا دادی مسیح من که چشمان تو لب به جام نبرده ...مستند و هارمونی مژگانت بر شب سیطره دارد یک شب بیا و یهودا باش تو توطئه بچینی و من مصلوب تو باشم...

سید کمال
123495022013.jpg سید کمال
در دوره

تو مزرعه‌ای آماده‌ی درو من؛ مترسکی خسته. کاش کلاغ بودم!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

فراموش كردن كسي كه دوستش داري مثل به ياد آوردن كسي هستش كه اصلا نمي شناسيش.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

وقتي عشقت تنهات گذاشت ناراحت نباش چون لياقت با تو بودن را نداشته فقط شرمنده قلبت باش كه بهت اعتماد كرد!

سید کمال
t4916ihw5ahf8lvs2wd8.jpg سید کمال
در دوره

من خسته ترین واژه ی ملموس غروبم ! کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا می فهمید...!

سید کمال
imgf14216.jpg سید کمال
در دوره

تو حرفت را بزن چکار داری که باران نمی بارد اینجا سالهاست که دیگر به قصه های هم گوش نمی دهند دست خودشان نیست به شرط چاقو به دنیا آمده اند! و تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی...

سید کمال
سید کمال
در دوره

وای وای باران باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست اسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ. می پرد ،نگاهم تا دور وای باران باران پر مرغان نگاهم را شست خواب رویای فراموشی هاست خواب را دریابم که در ان دولت خاموشی هاست من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاهایم می بینم و ندایی که به من می گوید گرچه شب تاریک است، می قوی دار ، سحر نزدیک است .