سید کمال
آتش عشق تو جسم بي روح مرا خاكستر كرد احساس سوختن به تماشا نميشود ، آتش بگير تا كه بداني چه ميكشم .
سید کمال
عشق هرجا رو كند آنجا خوش است گر به دريا افكند دريا خوش است گر بسوزاند در آتش دلكش است اي خوشا آن دل كه در اين آتش است
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
كاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند . تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند . سادگي مهر و وفا قانون انسان بودن است . كاش قانون هايمان يكدم رعايت مي شدند . اشكهاي همدلي از روي مكر است و فريب . كاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند. گاهي از غم مي شود ويران دلم . كاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند
سید کمال
کاش قلبم درد تنهایی نداشت.. سینه ام هرگز پریشانی نداشت.. کاش برگهای اخر تقویم عشق.. حرفی از یک روز بارانی نداشت.. کاش میشد راه سخت عشق را.. بی خطر پیمودو قربانی نداشت..
سید کمال
عشق را وارد دعای خود کن ، زیرا دعا زیباترین گفتگوی عاشقانه با خداست
سید کمال
عشق یعنی همه چیز را برای یک هدف دادن و به پاداشش هیچ چیز نخواستن
سید کمال
من از یاران می نویسم از اسرار شقایق می نویسم نه از باران نه از گل نه از شبنم من ازدرد یک عاشق می نویسم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
تن باراني تو ابتداي اميد من است و انتهاي اندوه من كه چون آب مرا تشنه مي كند وچون خاك مرا مي پوشاند.
سید کمال
برای خرید عشق هرکس هرچه داشت آورد دیوانه هیچ نداشت وگریست گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید اما هیچ کس ندانست که قیمت عشق "اشک" است.
سید کمال
بهت گفتم دوستت دارم سرت رو پايين انداختی و گفتی نظر لطفته سرت رو بالا آوردم و تو چشات نگاه کردم و گفتم نظر لطفم نيست نظر دلمه
MaEdEh
" چه خبر از دل تو....؟ نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد...؟ یا به یک خنده ی چشمان پر از ناز کسی میمیرد...؟ چه خبر از دل تو....؟ دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من میگیرد... "
گـلـپــری
چرا مردها از زنهای خوشگل بیشتر از زنهای باهوش خوششون میاد؟ چون قدرت چشمهاشون بیشتر از قدرت مغزشونه
سید کمال
از اين نا مهربونيها دارم از غصه ميميرم..
رفيقه روزه تنهاييم يه روز دستاتو ميگيرم ..
تو اين شب گريه ميتوني پناه حق حقم باشي ..
تو اي همزاده و همخونه چي ميشه عاشقم باشي..
دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما!!!