سید کمال
سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟
سید کمال
نگاهتــــــ کا[!]تــــ تا در هوای آمدنتـــــ بمیرمـــــ . . . ! تو همیشه دعـــوتی راس ساعتـــــ دلتنگــــی . . .
سید کمال
زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت حقیقت تلخ است نه به تلخی انتظار انتظار سخت است نه به سختی جدایی...
سید کمال
آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد آنکه تنها شده بسیار ، مرا میفهمد چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام که فقط ریزش آوار مرا میفهمد
سید کمال
مثل يك بيت ته قافيه ها خواهم مـرد تـو كه رفتي همه ثانيه ها سايه شدند سايه در سايه آن ثانيه ها خواهم مرد شعله ها بي تو زبـــي رنگي دريـا گفـتند موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد گم شده ام در قدم دوري چشمان بهار بي تو يك روز دراين فاصله ها خواهم
سید کمال
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم . . .
سید کمال
رفتی اما چه بگوییم هیهات
تو ندانی که من آنروز غروب
زیر آن دره آرام و عبوس
به چه حالی بودم !
بی تو با حسرت و حرمان و سرشت
خلوتی داشتم آنجا که مپرس
کاش می دانستی
بی تو بر من چه گذشت....
سید کمال
سیــاهی زیـر چشم هایـم را دوست دارم ..
جـای پای رفتن" تـــو"ست!
Mahla
اگر در زندگیت به ناگاه یکی از سیم های سازت پاره شد ، آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده تا هیچکس نداند بر تو چه گذشت ....
Mahla
صدای شکستن قلبت را شنیدم ... چه آرام و غریبانه شکست ... و تو تنها به من لبخند زدی ....اکنون دیر گاهیست از آن زمان میگذرد، ولی هنوز زخم نگاه تو بر وجودم التیام نیافته ... تازه فهمیدم ... تو به امروز من خندیده بودی ....
سید کمال
اشتبــاه از من بود پر رنـــگ نوشته بودمـت به سختــی پاک می شـــوی ولی بالاخره پاکت میکنم لعنتی...!
سید کمال
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار خودتو بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچهء نو مبارک
سید کمال
گمـــــــــان می کـــــردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد 1 روز 1 ماه 1 سال از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . . چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ وقــــتی دلت با دیگریســــــــت ...
سید کمال
این روزها که دیگر فاصله ای بین ما نیست مرا بیشتر بخوان مرا دریاب

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 10 دقيقه قبل