سید کمال
مهم نیست عمر "کوتاه" باشد ، یا "بلند" مهم ، نفس هایی ست که با تو "کوتاه" و بی تو "بلند" کشیده می شود ...! گرچه ... سهم من از عمر همان نفس های ِ بلندی ست که نشان از عمر کوتاه با تو بودن دارد ...
سید کمال
گوشــی کـه تـو دسـت فشـرده نشــه... بـه خـاطرِ تـو بوسیـده نشـه... شــب کنــارِ بـالش گذاشــته نشـه... چَنــدبـار بـه خاطـرِ پیــامای احتـمـالـی چِکــ نشـه... گوشــی نیست کـه! صـرفــا همـون گــوشـتــ کــوبـه مَعـروفـه که باید بِـخـاطرِ نداشتــنِ تــو روزی صَــد بار کوبـیـده شه بـه دیــوار ...! . .
@O_o
یکروز علم پیشرفت می کنه و میشه از روی “دی ان ای” آدما یک کپی ازشون ساخت ! اونروز من این تار موی یادگاری رو می برم و یک عدد “تو” از روش می سازم و بات ازدواج می کنم تا چشت دراد : ))
@O_o
با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد : ))
سید کمال
خیلی دلم گرفته از خیلی ها...
سید کمال
تاحالا به معنای واقعیِ پوچ فکر کردی؟ به پوچیه پوچ!.. تک تکِ واژه هاشو هضم کردی؟ شده یهو به خودت بیای ببینی از پوچی سرشاری؟ یهو چشاتو وا کنی ببینی دستات خالیه! خالی از خودت... نه دیگه شعر نمیگم الان! دنبال یه چیدمانِ منظم و منطقی و یه حرفِ همگانی پسند هم نیستم.. دنبال یک حسِ مشترکم..
سید کمال
دلتنگ کودکی ام! یادش بخیر . . . قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت میشد . .
@O_o
من یه زمانی جزء اقلیت های هندی بودم ... آخه یه گاوی رو به عنوان عشق می پرستیدم : )
سید کمال
زلال که باشی سنگهای کف رودخانه ات را می بینند، برمی دارند و نشانه می روند درست به سوی خودت! این است رسم وفای دنیای ما...
سید کمال
شیرین بهانه بود! فرهاد تیشه میزد تا نشنود صدای مردمانی را که در گوشش میخواندند: دوستت ندارد…
سید کمال
هــــی فلانـــــــــــــــــــــ ــــــــی… عاشقـــــــانه های مــــرا بـــه خـــــودت نگیـــــر، مخـــــاطب مــــن، معشـــــوقـــه ایــست کـــه وجـــودش را به دنیـــــایی نمیـــــدهــــم…
سید کمال
گیاه هرزه پای درخت چاره ای نداشت جز تن دادن به شهوت سرکش پیچک هیز! از برای ذره ای آب! حتی اگر یقین بداند... به جرم فاحشگی ریشه اش را خواهند زد این مردمان زشت خویی که هیچ از تشنگی نمیفهمند...