دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بیا ، و در آغوش ِ رویاهای رنگین خودت را رها کن

جزئیات گروه

شناسه 238
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 272 پست
عضو 109 کاربر
طرفدار 3 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 372
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 531
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 218

کاربران گروه

(106 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)
در آغوش ِ رویا
شناسه‌: 238 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
alla
alla

شاید روزی بیاید که... حال ِ من هم خوب شود... هوا خوب شود ... عشق خوب شود ... و تو هم.... خووب ِ من شوی ...

alla
alla

دلــم.... کــه تنـــگ می شــود.... پای لحظه های خالی ،از تو بــساط اشک پهن می کــنم... گوش خیالم را ،به گذشته.......... می چسبانم................

alla
alla

دلش شیشه ای …گونه هایش بارانی… دستانش کمی سرد…نگاهش ستاره باران باشد….. دلم یک ساده دل میخواهد.................

alla
alla

هیچ کس... دل را بر این دریا نزد... یک نفر امروز در چشمم شکست... یک نفر بار سفر بست و گسست.... یک نفر با خاطراتم دور شد... یک نفر با قصه ها،، محشور شد............

alla
alla

آنجا كه از نبودنت....آهي از كسي بر نخاست..........................آنجا سراي ..........تنهائيست...........

alla
alla

بــــــــــاش... حتی.. همیـن قــدر دور................................................فقط باش.

alla
alla

چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره؟ چون بدون اینکه خیس بشی احساسش میکنی،؟ مثل دیدن گریه کسی که خیلی دوستش داری، همینطوره ؟

alla
alla

چه سخت ... هم بهار باشد.. هم ابر باشد ! هم باران باشد ..! هم خیابان ِ خیس باشد...... امـــــا نه تـــــو باشی ..نه دستی برای فشردن باشد ! نه پایی برای قدم زدن باشد و نه نگاهـــی برای.......................

alla
alla

شروع شد... ببین... دل بی وقفه دارد می بارد ، بی امان ...................

alla
alla

راه پنهانی.. میخانه نداند، همه کس/جز من و زاهد.. و شیخ و دو سه،رسوای دگر................

ali
ali

قصه از اونجا شروع شد که ... خیلی عصبانی بود گفت اگه دوسم داری ثابت کن گفتم چه جوری تیغو برداشت و گفت رگت رو بزن گفتم مرگ و زندگی دست خداست گفت پس دوسم نداری تیغو برداشتم ورگم رو زدم وقتی تو آغوش گرمش جون میدادم آروم زیر لب گفت اگه دوستم داشتی هیچوقت تنهام نمیزاشتی...

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

دلم برات تنگ شده ... کجائی که بشنوی صدای مغرورم تورو فریاد میزنه : (

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

باورت میشه ... چی ساختیم ؟ من توی این رویا دارم زندگی میکنم .. تو چی ؟!

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

دیگه تو رویاهامم پا نمیذاری : (

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

اگر دیگه ندیدمت ؟