علیرضا-کامنت
جولاي 1974 ، بوستون آمريكا: تلاش براي فرار از شعله هاي آتش
علیرضا-کامنت
آوريل 1980 ، اوگاندا: يك پسر دچار سوء تغذييه شديد. عكاس اين عكس وقتي كه فهميد همان مؤسسهاي كه از انتشار اين عكس به مدت 5 ماه خودداري كرده است ، عكس را وارد رقابت عكاسي كرده است ، بسيار ناراحت شد. وقتي عكس برنده جايزه “بهترين عكس خبري سال” شد ، عكاس بسيار برآشفت ، چون مخالف برنده شدن در رقابتهاي عكاسي از راه انتشار عكس افراد گرسنه و در حال مرگ بود.چه آرمان مقدسی
علیرضا-کامنت
سپتامبر 1982 ، بيروت لبنان: كشتار فلسطينيهاي اردوگاه آوارگان به وسيله فالانژهاي مسيحي. در حالي كه سربازان اسرائيلي مشغول تعريف كردن لطيفه براي هم بودند. عكاس اين عكس براي ساعتها از جسدهاي سوخته عكس ميگرفت.
علیرضا-کامنت
اكتبر 1983 ، شرق تركيه: بعد از يك زلزله ، زني جسد 5 فرزندش را پيدا كرده است.خدای بزرگ
علیرضا-کامنت
سپتامبر 1986 ، سانفرانسيسكو آمريكا: ضايعات پوستي يك مبتلا به ايدز. اين ضايعات پوستي نشان دهنده كاپوسي ساركوما هستند. در شرايطي كه مجلات چندان تمايل نداشتند به اپيدمي ايدز بپردازند ، عكاس اين عكس با انتشار اين عكس، بار ديگر باعث مطرح شدن نام اين بيماري در جامعه شد
علیرضا-کامنت
دسامبر 1978 ، كره جنوبي: تقابل مادري با پليش ضد شورش بعد از دستگيري پسرش. اين عكس در جريان تظاهراتي كه براي اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.
علیرضا-کامنت
ژوئن 1989 ، پكن چين: عكس مشهوري كه نياز به توضيح ندارد.داستان از این قرار است که در نا آرامی های مربوط به آن سال این فرد (معروف به تیان من،یعنی مرد تانکی)در جلوی این صف تانک قرار میگره و با حرکت تانک از جایش تکان نمیخورد راننده قصد دارد تغییر مسیر دهد اما مرد دوباره سد راهش میشود.میتوانید فیلم آن را از اینترنت دانلود کنید
علیرضا-کامنت
فوريه 1991 ، عراق: گروهبان آمريكايي به خاطر مرگ يك سرباز كه ظاهرا بهترين دوستش بوده و اشتباهاً مورد هدف خودي قرار گرفته است ، ميگريد
علیرضا-کامنت
وامبر 1993 ، سومالي: مادري فرزندش را آماده خاكسپاري ميكند. كودك به خاطر قحطي فوت كرده است.خدااااااااااااااااااااااااا!
علیرضا-کامنت
مي 1995 ، چچن: چهره يك آواره در حال انتقال به اردوگاه آوارگان در جريان مناقشه بين نيروهاي جداييطلب چچن و ارتش روسيه.کار عکاس عالی بوده
علیرضا-کامنت
آنگولا: يك قرباني انفجار مين.به چهره و پای کودک و دیواری که ماج گولوله ها قرار گرفته خوب نگاه کنید.هر گولوله که دیوار آرزویشان را سوراخ کرده و هر پای که با مین قطع شده است نتیجه اعتماد ما به سیاستمداران است.
علیرضا-کامنت
سال 2001 ، پاكستان: پيكر يك پسربچه آواره افغان آماده خاكسپاري ميشود.چهره زیبا و معصوم این کودک خیلی حرف برای گفتن دارد و البته دست های که او را احاطه کرده اند در ردایی سفید که نشانه پاکی،صلح و ایمان است.ایمان به آینده ای روشن.انشاءالله
علیرضا-کامنت
ژوئن 2002 ، قزوين ، ايران: پسربچهاي در مراسم به خاكسپاري پدرش كه در جريان زلزله كشته شده است.چهره نگران و غمگین کودک که انگار به آینده مبهم خود در دور دست نگاه میکند
علیرضا-کامنت
مارس 2003 نجف عراق: يك زنداني جنگ عراق ، فرزندش را ، دلداري ميدهد-به اون سیم های خاردار و اون کلاه مخصوص روی صورت مرد خوب دقت کنید