دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محفلمون بی ریاست . فقط اگه عشقت پاکه بفرما داخل(خوشومدی عزیز )
هرچی دلت میخواد .هیچ محدودیتی نیست ولی موٌدبانه مرسی #مهربون حواسمون باشه که دلیرو با سخنانمون نشکنیم
#فقط یادمون باشه حرفی که * از دل براید ....به دل بشیند *

جزئیات گروه

شناسه 308
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 7950 پست
عضو 570 کاربر
طرفدار 45 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 31
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 48
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 18

کاربران گروه

(563 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حرف دل
شناسه‌: 308 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
بابک...
بابک...
در حرف دل

از تو دلشکسته ام و راضی تا وقتی می شکنی دلم را می دانم که می بینی مرا ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید قاسم
سید قاسم
در حرف دل

نگاهت رنج عظیمی است، وقتی بیادم می‌آورد كه چه چیزهای فراوانی را هنوز به تو نگفته‌ام

بابک...
بابک...
در حرف دل

@ خدا.....خدایا اگر جای تو بودم به جای هفتاد میلیون ایوب هفت کاوه اهنگر خلق می کردم .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

من از مزارت که بر می گردم می میرم

بابک...
بابک...
در حرف دل

خدایا بی دینان دنیای ات درد دل با تو را کفر می دانند ولی خودت خوب می دانی یک وقت هایی ، یک کارهایی می کنی بد جوری دلشکسته ام می کند @...

بابک...
بابک...
در حرف دل

ایا می دانید ؟ سی چهل سال دیگه مادر بزرگها و پدر بزرگها ی دماغ عمل کرده و پروتز گذاشته با موهای کاشته با روابط اینترنتی محرمانه از یکرنگی و صداقت چی دارن تعریف کنند "فکر کنم برای همین کرسی از مد افتاد" ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

عشق یعنی همین تو لب تر کنی من مست و خراب شوم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

بر ادمی چه می گذرد اگر قلبش را با چراغی خاموش تاق زده باشند ؟

بابک...
بابک...
در حرف دل

چه خواهد کرد با ما عشق ؟ پرسیدم و خندیدی فقط با پاسخ ات پیچیده تر کردی معما را ....

شــِــیـــــدآ
image.jpg شــِــیـــــدآ
در حرف دل

اعوذُ بالله از شرِ "توِ"ی رجیـــــــــم--وقتی به عشقِ انسان سجده نمیبَری!!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

در انجا بر فراز قله ی کوه دو پایم خسته از رنج دویدن به خود گفتم که در این اوج دیگر صدایم را خدا خواهد شنیدن ..

بابک...
بابک...
در حرف دل

لابلای شعله های رنگی اتش همانجا در بالاترین حد گرما بهترین جا برای سوختن برای ذوب شدن ایستاده ام برزخ ام را می گذرانم در حال .

بابک...
بابک...
در حرف دل

با چشمان بسته ایستادم جلوی ایینه گفتم یه ارزو کن ! چشمانم را باز کردم برداشتم ارزوهایم را !! ببخشید ، مژه ام را از زیر چشم راستم ..

بابک...
بابک...
در حرف دل

عقل ام می داند رفته ای قلبم می گوید عاشق است و من جگر خون ام از میانجیگری این دو حس .

بابک...
بابک...
در حرف دل

پرواز شاپرکها حرکت ترنم وار رود رقصیدن برگها روی شاخه های مواج اواز چکاوکی تنها خدایا از اینکه هستی سپاسگزارم .