دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محفلمون بی ریاست . فقط اگه عشقت پاکه بفرما داخل(خوشومدی عزیز )
هرچی دلت میخواد .هیچ محدودیتی نیست ولی موٌدبانه مرسی #مهربون حواسمون باشه که دلیرو با سخنانمون نشکنیم
#فقط یادمون باشه حرفی که * از دل براید ....به دل بشیند *

جزئیات گروه

شناسه 308
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 7950 پست
عضو 570 کاربر
طرفدار 45 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 31
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 48
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 18

کاربران گروه

(563 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حرف دل
شناسه‌: 308 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♂♀ SεtåЯε ♂♀
♂♀ SεtåЯε ♂♀
در حرف دل

چشـم دیـدنـش رو نــدارم؛ زنی کـه هـر روز؛ تو گوشم تکـرار می کـنه : The Mobile Set is Off

باران بهاری
باران بهاری
در حرف دل

سپید گشتن مو ترجمان این سخن است ...

elysiume
elysiume
در حرف دل

سنگریزه ها را که به دست نیمکت میدادم دلم را به سنگریزه هایت دادم تمام دارایی ام را. وتو دو مرواريد بخشیدی به من حالا صدف پلکهایت را که باز می کنی تمام دارایی ام افشا می شود؛ دو مرواريد هر روز صبح مرا متولد می شوند! ...

elysiume
elysiume
در حرف دل

من به کس در دل خود جا ندهم تا ندانم که ارزش دارد ، بی جهت منزل و معوا ندهم اگر امروز تو در سینه من پنهانی یا به قول خودت افتاده در این زندانی نکن از بخت شکایت که بدون تردید تو در این خانه تاریک شوی مروارید

یاس
یاس
در حرف دل

در زندگی دوست خودتون باشین . . . فقط توی آینه درد ودل کنید . . . . حتی خرید و سینما رو هم تنهایی برید . . . . آدمای دورو برتون خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکنید رنگ عوض میکنن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

خواب رویای فراموشیهاست خواب را دریابم که در آن دولت خاموشیهاست من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم و ندایی که به من می گوید : گرچه شب تاریک است دل قوی دار ، سحر نزدیک است ... در پناه باشيد

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

@داداِ جوجو ;فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟! باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟! خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟! لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟! پول بی شبهه و سالم ز همه دارایی داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟! حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟! با چنین شرط که در حافظه دستی نبرد؟! واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران؟! می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟!  

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

چرا همه ی نقشه های جغرافیا دو قسمت دارد؟! چرا همه چیز به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می شود؟! چرا رنگ آسمان در شمال شهر آبی در جنوب شهر خاکستری است؟! چرا پرنده های جنوب شهری با بال های وصله دار پرواز می کنند؟! چرا بهار در جنوب شهر زرد است؟! چرا برف در جنوب سیاه است؟! چرا گربه های شمال شهری شیر پاستوریزه می خورند؟! چرا بچه های شمال شهر وقتی فوتبال بازی می کنند گل های تازه و قشنگ و رنگارنگ به هم می زنند؟! چرا دنیای بچه های جنوب شهر سیاه و سفید است؟! چرا دنیای بچه های شمال شهر رنگی است؟! خواب های رنگی! سفره های رنگی! فیلم های رنگی! مگر خون آن ها رنگین تر است؟! چرا آنها در شمال به دنیا می آیند؟! در شمال گهواره می خوابند؟! در شمال زندگی میکنند؟! و وصیت می کنند که آن ها را در شمال قبرستان به خاک بسپارند؟! اگر شمال بهتر است چرا جهت قبله به سمت جنوب است؟! چرا خدا خانه ی خود را در جهت جنوب ساخته است؟! من به سمت جنوب نماز می خوانم! خدا در همسایگی ماست... خدا در همه جاست ... من این نقشه ها را قبول ندارم! چه کسی این نقشه ها را برای ما کشیده است؟! وقتی ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

@باران بهاری ;دلم برای کودکی ام تنگ شده ...   می خواهم برگردم به روزهای کودکی... آن زمان ها که: پدر تنها قهرمان زندگیم بود عشق تنها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نقطه زمین، شانه های پدرم بود بدترین دشمنانم، خواهر و برادرانم بودند تنها دردم، زانوهای زخمی ام بود تنها چیزی که می شکست، اسباب بازی هایم بود و معنای خداحافظ، تا فردا بود ...  

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

           دوره ی ارزانیست ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ ;از خداوند پرسیدند:اگر در سرنوشت ما همه چیزا رو از قبل نوشته ای،ارزو کردن چه سود دارد؟           خداوند خندید و گفت :شاید در سرنوشتت نوشته باشم"هر چه ارزو کرد"...

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

  گاهی خداوند درها را می بندد و پنجره ها را قفل می کند؛  چه زیباست فکر کنیم شاید بیرون طوفان می اید...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

  همسایه ام از گرسنگی؛ مرد خویشاوندان در عزایش گوسفندها سر بریدند!

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ ; دوستداشتن گفتني نيست حس كردني و درك كردني ،هر چي كه انتهاي هزار توي قلبت حس كرده و درك ميكني ، من همونم .

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

چه انتظار عجیبی! تو بین منتظران هم چه غریبی ... عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت ... نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و میگوییم: خدا کند که بیایی ...