دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محفلمون بی ریاست . فقط اگه عشقت پاکه بفرما داخل(خوشومدی عزیز )
هرچی دلت میخواد .هیچ محدودیتی نیست ولی موٌدبانه مرسی #مهربون حواسمون باشه که دلیرو با سخنانمون نشکنیم
#فقط یادمون باشه حرفی که * از دل براید ....به دل بشیند *

جزئیات گروه

شناسه 308
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 7950 پست
عضو 570 کاربر
طرفدار 45 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 31
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 48
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 18

کاربران گروه

(563 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حرف دل
شناسه‌: 308 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در حرف دل

/تــوو روح ِ اونایــی که فکـر می‌کننـد خودشون خیلــــی ـند. . ./

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

گاهي بيا و لحظه‌اي بمان دستي به روي شانه‌ي من بگذار تا از فراز ماندنت اين سطرهاي در هم و برهم اين تلخ نوشته هايم و اين شعرهاي مبهم و خط خورده‌ي مرا در دفترم بخواني تا سطرهای تار روشن شوند تا من قلم به دست تو بسپارم تا تو به دست من بنويسي آمدنت را

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ ديوانه هيچ نداشت و گريست،‌ گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد،‌ اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است

باران بهاری
باران بهاری
در حرف دل

بی آنکه بدانی برایم خاطره ساز شدی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

آشفتگي من از اين نيست که تو به من دروغ گفته اي، از اين آشفته ام که ديگر نميتوانم تو را باور کنم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

باران بهاری
باران بهاری
در حرف دل

ای شکسته خاطر من روزگارت شادمان باد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
elysiume
elysiume
در حرف دل

باید خودم را ببرم خانه ! باید ببرم صورتش را بشویم… ببرم دراز بکشد… دلداریش بدهم ، که فکر نکند… بگویم نگران نباش ، میگذرد… باید خودم را ببرم بخوابد… “من” خسته است …! .

سجاد
سجاد
در حرف دل

الهی! این سوخته را مرهم ساز و این غرق شده را دریاب!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سجاد
سجاد
در حرف دل

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

ادم انقدر بيخيال !!! انگار نه انگار صبح جلسه دارم ... شاد باشيد ،البته در پناه حق نه ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

ترينها ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

تا همیشه باشی,تا که یادم نرود, تو همیشه هستی

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا کوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت. نهالی‌ رنجور و کوچک‌ کنار راه‌ ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ کنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛  درخت‌ زیر لب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ که‌ بروی‌ و بی‌رهاورد برگردی. کاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست... مسافر رفت‌ و گفت: یک‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند! پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت. و نشنید که‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز کرده‌ام‌ و سفرم‌ را کسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ که‌ باید....

سجاد
سجاد
در حرف دل

آنجا که دل نیست موسقی وجود ندارد.